امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 1: مفهوم بیماری اعتیاد چیست ؟
#1
بیماری اعتیاد 


سوال 1 : مفهوم بیماری اعتیاد برای من چیست ؟
پاسخ
 سپاس شده توسط سعید ز ، admin.b ، حـمـیـد ، ناظر 9 ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، ناظر 14 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، admin2
#2
بیماری اعتیاد یعنی تکرار عادت های مخرب و رفتارهایی که به صورت عادت در امده است یعنی مجموعه عواملی که مرا در حالت افراط وتفرط نگه می دارد و تعادل را از زندگی من می گیرند به نحوی که این طور زندگی کردن یک روند در زندگیم شده و دست کشیدن از انها به سادگی برایم امکان پذیر نمی باشد و نیاز به رعایت یک سری اصول ساده و روحانی برنامه می باشد.

از جمله عوارض بیماری عبارتند از : تافته جدابافته بودن و خود را از دیگران جدا دانستن از شعارهای یک معتاد این است که من به کسی نیاز ندارم - بی توجهی به مسئولیت ها و فراز از روبرو شدن با مشکلات -صدمه زدن به دیگران - ساز مخالف زدن - تضاد و دوگانگی - خودآزاری-رفتار با زیربنای ترس -احساسات ناپخته ومعیوب و غلط - باورها و اعتقادات ناسالم -بی توجهی و............
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، admin.b ، ناظر 9 ، ناظر 2 ، ناظر 6 ، ناظر 10 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ابی ن ، R naser ، اسحاق a ، ناظر 11
#3
مفهوم بیماری اعتیاد به نظر من بیماری اعتیاد یک نوع وابستگی عمیق روحی جسمی روانی و احساسی عاطفی هست که بواسط این وابستگی فرد هیچ گونه هیچ گونه کنترل وتعادلی بر روی موارد بالا ندارد که به عبارتی عدم تعادل در تمامی میباشد.بیماری که زیر بنای آن وسوسه واجبار می باشد (دلیل وسوسه: هدف وسوسه برقراری آرامش و فرار از وضعیت موجود می باشد) دلیل بوجود آمدن وسوسه آشفتگی درون من می باشد. این بیماری مزمن لاعلاج و حتی کشنده است عوامل آن نامشخص است می تواند گذشته من ضربه های روحی روانی وخله عاطفی و کمبود مسایل ژنتیکی می باشد و سرکوب احساسات باشد . شاخه های متعددی از قبیل تاییدطلبی . لذت طلبی. پرتوقعی. تنبلی. خودمحوری. بی تفاوتی. عدم ناصداقتی که ریشه همه انها ترس میباشد . ترس از دست دادن چیزی .ترس از بدست نیاوردن چیزی. برای من وابستگی فیزیکی احساسی روحی و روانی وعادت کردن به هر چیز و بر هر حالت رفتاری . بیماری اعتیاد یعنی به دونبال چیزی متفاوت بودن برای پر کردن خله روحانی.بیماری اعتیاد یعنی در دنیای غیرواقعی زندگی کردن . بیماری اعتیاد یعنی فرار از واقعیت وبا توهمات زندگی کردن . بیماری اعتیاد یعنی داشتن آگاهی و نداشت عمل. پس امروز آزادی من در گرو اصلاح رفتارهای اعتیادی_
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، admin.b ، حـمـیـد ، بهادر ج ، ناظر 9 ، ناظر 6 ، ناظر 10 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ابی ن ، آناک
#4
به نظر من بیماری اعتیاد یعنی نداشتن تعادل وتکرار اشتباه وتاسف به حال خود خوردن .بیماری اعتیاد نیروی قوی درونی است که اگر در مسیر بهبودی نباشم و دور از اصول باشم در تمام سلولهایم جاری میشود وکنترل روح و روان وجسمم را در اختیار میگیرد وتبدیل به موجودی خودخواه خودمحور و بی انصاف میشوم .ولی با رعایت اصول ساده ولی جدی برنامه میتوانم از پیشروی بیماری مرموز جلوگیری کرده وبهبودیم را روزانه دنبال کنم.
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.b ، حـمـیـد ، بهادر ج ، ناظر 9 ، ناظر 6 ، ناظر 10 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ابی ن
#5
بیماری اعتیاد چیزی است نا شناخته ودر وجود من که از جنبه های مختلف جسمی روانی احساسی و روحانی من را احاطه کرده است و باعث شده اراده و اختیارم را ازدست بدهم و حق انتخاب و تصمیم گیری نداشته باشم و تعادل درونی من را به هم می زند ثبات و تناسب را در رفتارافکار و شخصیت من بر هم می زند پیش رونده مرموز و لا علاج است
در ساختمان بیماری اعتیاد پایه های اساسی : وسوسه و اجبار
عادات خودمحورانه و الگوهای رفتاری نامناسب هستند- مانند درختی است که زمین ان خودمحوری ریشه ان ترس ساقه وابستگی و شاخ و برگ ان نواقص اخلاقی می باشند
بیماری اعتیاد مجموعه ای از نواقص اخلاقی است که زندگی من را کنترل می کند و مرا وادار می کند که طبق این نواقص عمل کنم و هیچگاه از خودم .خدا و زندگیم احساس رضایت نداشته باشم
وابستگی به یک سری الگوهای زشت و نادرست و نداشتن کنترل برای انجام ندادن انها عادات خودمحورانه خود واقعی نبودن افراط و تفریط وابستگی به عوامل بیرونی تحریف حقیقت انزوا و تنهایی باورهای غلط و اشتباه و نیت های خود خواهانه
درمان شناخته شده ای ندارد اما یک پادزهر دارد که ان را در نقطه ای از فعالیت باز می دارد و ان صداقت است
در نهایت بیماری اعتیاد مثل خدا می باشد و نمی توان تعریف کاملی از ان ارائه داد فقط باید از ان درک شخصی پیدا کرد
همه ما قبل از آشنایی با برنامه اطلاعاتمان راجع به اعتیاد محدود بود. به همین خاطر در بدو ورود به جلسه فکر می کردیم که مشکل ما فقط مصرف مواد مخدر است. پس از گذشت مدتی در برنامه به تدریج دریافتیم که اعتیاد ما چیزی عمیق تر از مصرف وسوسه انگیز و اجباری مواد مخدر بوده است.
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.b ، admin.a ، بهادر ج ، ابی ن ، ناظر 9 ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک
#6
مفهوم بیماری اعتیاد به نظر من بیماری اعتیاد یک نوع وابستگی عمیق روحی جسمی روانی و احساسی عاطفی هست که بواسط این وابستگی فرد هیچ گونه هیچ گونه کنترل وتعادلی بر روی موارد بالا ندارد که به عبارتی عدم تعادل در تمامی میباشد.بیماری که زیر بنای آن وسوسه واجبار می باشد (دلیل وسوسه: هدف وسوسه برقراری آرامش و فرار از وضعیت موجود می باشد) دلیل بوجود آمدن وسوسه آشفتگی درون من می باشد. این بیماری مزمن لاعلاج و حتی کشنده است عوامل آن نامشخص است می تواند گذشته من ضربه های روحی روانی وخله عاطفی و کمبود مسایل ژنتیکی می باشد و سرکوب احساسات باشد . شاخه های متعددی از قبیل تاییدطلبی . لذت طلبی. پرتوقعی. تنبلی. خودمحوری. بی تفاوتی. عدم ناصداقتی که ریشه همه انها ترس میباشد . ترس از دست دادن چیزی .ترس از بدست نیاوردن چیزی. برای من وابستگی فیزیکی احساسی روحی و روانی وعادت کردن به هر چیز و بر هر حالت رفتاری . بیماری اعتیاد یعنی به دونبال چیزی متفاوت بودن برای پر کردن خله روحانی.بیماری اعتیاد یعنی در دنیای غیرواقعی زندگی کردن . بیماری اعتیاد یعنی فرار از واقعیت وبا توهمات زندگی کردن . بیماری اعتیاد یعنی داشتن آگاهی و نداشت عمل. پس امروز آزادی من در گرو اصلاح رفتارهای اعتیادی_
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin.a ، بهادر ج ، ناظر 9 ، amir sh ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک
#7
امروز بیماری اعتیاد برای من بیماری سخنگوست که طی شبانه روز هم با خودم از درون صحبت میکنم و هم با یک شخص ناشناس که هر روز هویتش متفاوت است . امروز خودم با خودم درگیرم و با نقطه نظرات خودم  مخالفم و سرناسازگاری دارم و نکته دیگر بیماریم وابستگیست که هر روز وابستگی جدیدی در من رشد میکنه ...
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، بهادر ج ، ناظر 9 ، amir sh ، بَرمک ، ناظر 6 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 10
#8
نداشتن تعادل در تمام زمینه های زندگیم افراط در لذت طلبی تنبلی خواب بی برنامگی و باری به هرجهت زندگی کردن بی تفاوتی نسبت به قدم ها بی حوصلگی در انجام برنامه و کم استفاده کردن از ابزار برنامه راهنما و جلسه و مشارکت و...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 9 ، amir sh ، بَرمک ، حـمـیـد ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 10
#9
سلام به همه دوستان همدل و همدرد، از دیدگاه قدمها وسنتها پاسخهای زیاد  و لحظه میتوان به سوال ارائه داد چون بیماری اعتیاد لحظه ای و بنا به شرایط موجود عمل میکند،مثل الان که جلسات تعطیل است وما سرگرم مسائل دیگر میشویم  و بدلیل خلعی که وجود دارد مارانسبت به انجام اصول روحانی بی حوصله و بی تفاوت می کند
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 8 ، admin.a ، ناظر 9 ، amir sh ، ناظر 6 ، admin2 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 10 ، حـمـیـد
#10
مفهوم بیماری اعتیاد برا من به معنویت بعد از گذشت چند سال از پاکی هنوز به بیرونیات چسبیده ام و هر روز با نواقص زندگی میکنم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 8 ، amir sh ، بَرمک ، ناظر 6 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 10 ، ناظر 9 ، حـمـیـد
#11
مفهوم بیماری اعتیاد برای من
امروز تبیلی وبیتفاوتی میباشد  وسعی میکنم با فکر  خودم کار کنم میگیویم من میدانم ومتوانم  ونیازی به کسی یا دوستان بهبودی ندارم
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، ناظر 8 ، ناظر 6 ، حـمـیـد ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 10 ، ناظر 9
#12
بیماری اعتیاد مفهوم واضح و مشخصی ندارد به نظر من اگر قرار بود خیلی راحت بپذیریم که بیماری لاعلاجی داریم که ممکن هست در نقطه ای کار به دستمان میده متوقفش میکردیم ولی متاسفانه مشکل ما به عنوان معتاد اینه که تشخیصش برامون کار سختیه چون عادت کردیم دروغ بگیم .از واقعیتهای زندگی فرار کنیم .شانه خالی کنیم باعث تنش و درگیری بشیم ولی وقتی قدم اول را کار میکنیم متوجه میشیم که قدرتی درون ماست که گرایش شدیدی به رفتارهای مخرب و ضد انسانی داره متوقف کردن این قدرت نیازبه ابزارداره.بیماری اعتیاد تا زمانی که ابزار نداشته باشیم ناشناخته باقی می ماند ودر نهایت میتواند کشنده باشد زمانی که هیچ حرکتی برای اصلاح آن نکنیم بهترین راه اینه که قدم ها را کار کنیم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 8 ، ناظر 6 ، حـمـیـد ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 10 ، ناظر 9
#13
با سلام...بیماری اعتیاط انتخاب من نبود من پاک و معصوم و با قسمتی از روح خداوند بدنیا آمدم.اعتیاط به شکلهای مختلف از کودکی توسط والدین-اقوام-جامعه و اطرافیان به من داده شد و بمرور زمان در من شکل گرفت و با من رشد کرد و کم کم قسمتی از وجود من شد و از یه جایی به بعد دیگر اعتیاد تبدیل به شخصیت و ماهیت من شد و دیگر حق انتخابی نداشتم و مجبور بودم با اعتیادم زندگی کنم جدایی خانواده ، عدم آموزش صحیح از کودکی خلاء عاطفی،عدم تشویق و تایید و حمایت و عدم مسئولیت پذیری باعث شد نتوانم زندگی رو آنطور که هست بپذیرم.تا عاقبت از روی ناچاری و عجز و درماندگی به معتادان گمنام پناه بیاورم کم کم با تشویق اعضاء و کمک راهنما با یه دنیا عجز و آشفتگی وارد قدم یک شدم و با بیماریم آشنا شدم و دیدم نمیتوانم بین آنچیزیکه فکر میکنم و آنچیزیکه عمل میکنم تعادل و هماهنگی بوجود بیاورم.اعتیاط برای من یعنی واکنشهای اجباری و برگرفته از باورهای ۱-تحمیلی۲-محیطی ۳-انتخابی میباشد معمولا اعتقادات و ارزشها و باورهای من با جامعه و عرف منطبق نیست من تصمیماتم را از فیلتر کله ام رد میکنم اگه کله ام بگوید درست است واکنشم درست است اگه کله ام بگوید درست نیست واکنشم افراطی میشود پس من آنچیزی هستم که به آنها می اندیشم افراط،تفریط،قضاوت،حضور نداشتن در لحظه،اعمال بر گرفته از قضاوتهای باطل،روشهای سوخته رو بارها تکرار میکنم و هر دفعه فکر میکنم از پس آن برمیایم گاهی بجز خودم به کس دیگری اعتماد نمیکنم و فکر میکنم کسی نمیتواند به من کمک کند همه چیز در حد کمال برایم لذت بخش است و در زندگیم نمیتوانم الویتهای روزم رو تشخیص بدهم یکی از عادتهای من انتخاب لذتهای کوتاه مدت و تحمل دردهای بلند مدت هستم.
و در کل من بَرمک هستم یک معتاد
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، ناظر 8 ، ناظر 6 ، حـمـیـد ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#14
با سلام شادمهر معتاد 
بیماری اعتیاد یعنی وسوسه واجبار .بدبینی .جدایی . نگرانی .بی میلی . نا امیدی .درد .نا ارامی . خلاء روحانی ومجموعه ناملایمات روحی .روانی .جسمی وعاطفی 
بیماری بیشترین آسیب را به روان من وارد کرده که حتی نمی تونم شاد باشم .خوشحال باشم ونحوه درست فکر کردن منو تحت تاثیر قرار داده وعقل وخرد من را  برایش مشکل درست کرده .
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، ناظر 6 ، حـمـیـد ، ناظر 10 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#15
سلام به همه دوستان و همدردان. مفهوم بیماری اعتیاد امروز من به این شکله که بیماری من باعث میشه که کنترلی روی شخص،مکان،ماده، رفتار و هرچیزی که بهم لذت بده و روی احساساتم تاثیر بزاره رو نداشته باشم و کاملا جلوش عاجز و ناتوانم
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، ناظر 6 ، حـمـیـد ، ناظر 10 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#16
وابستگی به هر جا و مکان 
وابستگی به شخص 
وابستگی به یک حالت مثل نئشگی
وابستگی به یک چیز مثل مواد. انفیه.و.... 
یعنی بیماری اعتیاد
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، ناظر 6 ، حـمـیـد ، ناظر 10 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#17
سلام و روز بخیر، درک من از بیماری اعتیاد امروز نادانی،ترس از قضاوت، و لذت طلبی است، متاسفانه من کل عمرم با ترس از قضاوت، و ترس های خود محورانه از دست رفت،باتشکر از شما،
امیدوارم که بهتر شوم، انجمن و اصول روحانی هم ثابت کرده که هرکس با هر شرایط سنی میتواند تغییر کند، من هم امیدوارم،
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، حـمـیـد ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#18
ناهنجاری شخصیتی
زندگی چندین شخصیت در یک جسم
نداشتن تعادل در همه جوانب زندگی،
بیمار بود جسم ،روح ،روان،احساس
یعنی احساس ناراحتی کردن از راحتیمان
ناراضی بودن از هر شرایطی در آن هستیم،
در لحظه زندگی نکردن
یعنی کلا در تضاد بودن و بی اعتماد بودن به همه چیز و شکاکی به همه چیز و کنترل همه چیز و غیره
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، حـمـیـد ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#19
بیماری اعتیاد در دو مفهوم خلاصه میشود :
1- عدم توانایی در کنترل افکار و احساسات
2- عدم پذیرش زندگی آنچنان که هست
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin.a ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، ناظر 13 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#20
بیماری اعتیاد شامل تمام رفتار ها و اخلاق های بیمار گونه ایی میشود که با مصرف مواد مخدر به صورت تدریجی در من ظاهر میشود،مانند خود خواهی،،،زیاده خواهی،،،خود کم بینی،،افسرده گی،،گوشه گیری،،انزوا و ....
پاسخ
 سپاس شده توسط b.d ، admin.a ، حـمـیـد ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 13 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#21
سلام بر تمام دوستان بهبودی
بیماری اعتیاد هر تعریفی که در لحظه دارم دیگر برای لحظه دیگر کاربرد نخواهد داشت فقط باید علائم هشدار دهنده در رفتارهایم را جدی بگیرم چون هرتعریفی که من داشته باشم او هم تعریفی برای من دارد ولی وقتی رفتارهایم قابل دید باشند توسط مشارکت ، اقرار ، تراز ، ارتباط و تماس پی خواهم برد به آثارش ودر جهت درست عمل خواهم کرد و در غیر اینصورت همیشه برای من ناشناخته باقی میماند و من فقط اطلاعات خود را بیان خواهم کرد نه عملکرد خودرا ...
پیروز و شاد باشید دوستان بهبودی من  و به امید روزهای بهتر برای  همه.
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، ناظر 9 ، حـمـیـد ، Reza. M ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، ناظر 13 ، e.tehran ، امیر عباس.ک
#22
با سلام.مفهوم بیماری اعتیاد برای من اینست که یک بیماری ترمز بریده است واغازیک کاری بامنه ولی اتمامش دست من نیست یعنی در کل در تمام ابعاد وجودیم تاثیر میگذاره از لحاظ جسمی و روانی وروحی بر من تاثیر میگذاره خصوصا جنبه روحی ان که خود محور میشوم وفقط من درست میگم وهمه باید طبق نظر من عمل کنند وبا کسی مشورت نمیکنم ودر کل همه حول محور من بچخرن در کل بیماری است که درمان شناخته شده ندارد وهر ثانیه با یک چهره تازه جلوم ظاهر میشه وبعث میشه در تمام امور زندگی اختیاری از خود نداشته باشم ودر کارهایم افراط ویا تفرط وبی ثبات وبی تعادل باشم ودرک کردم که مشکل من بیماری اعتیاده نه مصرف ومصرف یکی ار علایم بیماری است  وتمام بد بختیهای گذشته من بیماری بوده نه مصرف مواد در کل تصمیم گیرنده اصلی من قبلا در دست بیماری بود وتنها
  با ورود به انجمن ورعایت چهار رکن اصلی ان متوان این بیماری را در نقطه متوقف کرد.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، ناظر 13 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#23
سلام دوستان .بیماری اعتیاد جسم و روح و روان و احساس آدمو درگیر میکنه تا آدم بخواهد و نتواند.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر 10 ، ناظر 6 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، ناظر 13 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#24
با سلام
بیماری اعتیاد از نظر هرکس تفاوتهایی دارد.از نظر من اعتیاد یعنی وابستگی شدید به غیر.یعنی نابودی اراده شخصی.
اعتیاد یعنی سرافکندگی در درون.خود را از همه کمتر و عاجزتر دیدن.
اعتیاد یعنی پاکی را ناممکن تصور‌ کردن(اما به غلط)
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 10 ، حـمـیـد ، ناظر 6 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#25
بیماری اعتیاد: تکراراشتباه وانتظارنتیجه متفاوت
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 10 ، حـمـیـد ، ناظر 6 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، ناظر 13 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#26
بیماری اعتیاد یک بیماری کاملا گسترده است و مفهوم گسترده ای  دارد
یعنی نداشتن تعادل بر روی زندگی(غیرقابل اداره بودن زندگی) - یعنی نداشتن کنترل بر روی افکار و احساسات-یعنی نداشتن ثبات شخصیتی (زندگی چند شخصیتی ) -یعنی وابستگی-یعنی ترس - یعنی بی مسئولیتی و در نظر نگرفتن خواسته های دیگران - یعنی خود را فدای دیگران کردن- یعنی قانون گریزی- امروز هر چیزی بخواهد افکار و احساسات من را غیر قابل اداره کند بیماری اعتیاد است
بیماری اعتیاد یک بیماری روحی است و درمان آن هم یک برنامه روحانی به نام na است
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر 6 ، ناظر 10 ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 14 ، ناظر 13 ، e.tehran ، امیر عباس.ک ، ناظر 9
#27
چيزي كه ما را معتاد كرده بيماري اعتياد است نه موادمخدر و نه رفتارهاي ما بلكه فقط بيماري ما است
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، امیر عباس.ک ، ناظر4 ، toobchi ، حـمـیـد ، ناظر 9 ، admin2 ، ناظر 10
#28
شناخت و درک من تا به این لحظه از بیماری اعتیادم این بود که منیت من  برای اثبات خودش و بدست اوردن خواسته ها و نیازهایش، از
 ترفند ها و ویژگی ها و ابزارهای مختلفی استفاده و سوءاستفاده میکنه تا هرچه سریعتر به خواسته هاش برسه .منیتم بود که گفت میدونم و میتونم و منو به اینجا کشوند و گذشته ام رو برام رقم زد.بیماری اعتیاد تجلی منیت وجودمه
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر4 ، admin2 ، eshgholi
#29
اعتیاد،بیماری،درد،رنج،تنهایی،وبدبختی است،نداشتن کنترل بر احساسات ونحوه صحیح بروز آن هاست،بیماری اعتیاد،اشتغال فکری،وسوسه،خودمحوری
اجبار،وانکار است که اگر درمان نشود باعث زوال،انحطاط،ودر پایان مرگ می شود،بیماری اعتیاداز نظرجسمی،روحی
روانی وروحانی مارا تخت تاثییر قرار می دهد،اعتیاد یعنی نداشتن تعادل،
اعتیاد تعریف جامع وخاصی نداردو هر کس بنا برتخصصتعریفی از ان ارایه می دهدودر مورد تجزیه تحلیل قرار می دهد روانشناسان از جنبه روانی،جامع شناساناز نظر اسیب های اجتماعی و خانوادگی،پزشک از نظر جسمی و یک فرداز نظر مذهبی کم رنگ شدن خمیر مایه های مذهبی و از رفتن ایمان .....
بروز اعتیادخود مجزا است واستفادهاز ان (نقایص اخلاقی)باعث بروز رفتاری غیر منطقی وخارج شدناز تعادل فرد می شود،بیماری اعتیاد کمبود قدرت وتوجه
ونیز عدم تمرکزاست،بیماری اعتیاد از کودکی همراه فرد بوده وهمواره او را مجبور می کند که در امور زندگی از رفتارهای منفی وخودمحورانه استفاده کند که با مصرف مواد مخدر به اوج می رسد بیماری اعتیاد یک خلا معنوی است که مشخصه اصلی ان از دست دادن کنترل واختیار زندگی است،اعتیاد،ناهنجاری شخصی وفرار از مسولیت می باشد.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، admin2 ، ناظر 13 ، eshgholi
#30
     بیماری اعتیاد به نظر من اون قسمت از ضمیر ناخودآگاه من است که به من میگه اینکار را بکن یا نکن در صورتی که فکر و منطق و واقعیات چیز دیگه ای را میگن. در دوران پاکی خیلی وقت ها سر دوراهی ها و حتی چند راهی های مختلف گیر کردم و خواسته یا ناخواسته تصمیمات غلط گرفتم که روی زندگیم تاثیرات زیادی گذاشت . به همین دلیل فکر میکنم اونجاهایی که نمیتونم تصمیم درست را بگیرم و کار درست را انجام بدم اونجاهایی هست که بیماری اعتیاد زمام امور را در دست داره. همیشه از خدا میخوام که این تشخیص را در من بوجود بیاره که بفهمم کی بیماری اعتیاد داره فرمان میده.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، admin2
#31
بیماری اعتیاد را نمی توان در چارچوب قرارداد تعریفی از آن‌ کرد فهم امروز من از این بیماری افکار و باورهای غلط می‌باشد که نشات گرفته از نواقص شخصیتی من است و باعث می شود وسوسه و اجبار در هر کاری به سراغم بیاید و به خاطر نداشتن ثبات روحی روانی و عاطفی نمی توانم آن را کنترل کنم و دوباره باعث آشفتگی زندگی و از دست دادن اختیار می شود وابستگی به هر چیز یا هر کس و یا چسبیدن به رفتارهای کهنه و قدیمی یعنی بیماری اعتیاد درک امروز از این بیماری ناشناخته لاعلاج تعریفی خاصی ندارد کی خوب می شوند چقدر باید جلسه بروم لاعلاج یعنی ما بهبود پیدا میکنیم ولی علاج نمی شوید کسی نمی‌تواند ریشه آن را در من پیدا کند چون هرکس متخصص بیماری خود می شود پیشرونده یعنی روز به روز یدتر بیشتر پیدا می‌کند چرا که امروز به دچار نواقصی می شویم که در گذشته و زمان مصرف نداشته و نیاز به روحانیت و دانش روز دارد

بیماری اعتیاد یعنی متمایز کردن من از همه دنیا و اطرافیان بیماری است که در لحظه اتفاق می افتد و ایجاد خلاء می‌کند پادزهر این بیماری فقط برای امروز است
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، admin2 ، ناظر 13 ، eshgholi
#32
بیماری اعتیاد برای من مصرف مواد و الکل و رفتارهای من نیست.
بیماری اعتیاد بمراتب فراتر از مصرف است.
عامل رفتارهای ضد اجتماعی که منجر به مصرف مواد و داروهای مخدر و مشروبات الکلی و هر نوع وابستگی می شود اعتیاد من است.
عامل بازدارنده مسئولیت های فردی و اجتماعی و ...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، admin2 ، eshgholi ، ناظر 10
#33
بیماری اعتیاد را نمی توان در چارچوب قرارداد تعریفی از آن‌ کرد فهم امروز من از این بیماری افکار و باورهای غلط می‌باشد که نشات گرفته از نواقص شخصیتی من است و باعث می شود وسوسه و اجبار در هر کاری به سراغم بیاید و به خاطر نداشتن ثبات روحی روانی و عاطفی نمی توانم آن را کنترل کنم و دوباره باعث آشفتگی زندگی و از دست دادن اختیار می شود وابستگی به هر چیز یا هر کس و یا چسبیدن به رفتارهای کهنه و قدیمی یعنی بیماری اعتیاد درک امروز از این بیماری ناشناخته لاعلاج تعریفی خاصی ندارد کی خوب می شوند چقدر باید جلسه بروم لاعلاج یعنی ما بهبود پیدا میکنیم ولی علاج نمی شوید کسی نمی‌تواند ریشه آن را در من پیدا کند چون هرکس متخصص بیماری خود می شود پیشرونده یعنی روز به روز یدتر بیشتر پیدا می‌کند چرا که امروز به دچار نواقصی می شویم که در گذشته و زمان مصرف نداشته و نیاز به روحانیت و دانش روز دارد
بیماری اعتیاد یعنی متمایز کردن من از همه دنیا و اطرافیان بیماری است که در لحظه اتفاق می افتد و ایجاد خلاء می‌کند پادزهر این بیماری فقط برای امروز است
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، admin2 ، ناظر 13
#34
ما قبلاً فکر میکردیم اعتیاد یعنی ، فقط مصرف کردن مواد مخدر است اما پس از شرکت در انجمن معتادان گمنام و حضور در کلاس های قدم  به یک درک شخصی رسیدیم و متوجه شدیم که اعتیاد یک بیماری مزمن است که فراتراز مصرف مواد مخدر است و ما تعریفی خاص و جامعی برای آن نداریم و فقط میدانیم چیزی که ما را معتاد کرده بیماری اعتیاد است ، نه مواد مخدر و نه رفتارهای ما ، بلکه فقط بیماری اعتیاد است ، اما مفهوم این بیماری برای ما از پنج بخش اساسی تشکیل شده است .

1-    جسمی مثلِ ؛ اجبار به مصرف ، تنبلی ، سستی و بیحالی ، تن پروری ، رخوت و . .
2-    روانی مثل ؛ وسوسه ، عدم تعادل در شخصیت ، لذت بردن از خودآزاری و دگر آزاری ، افراط و تفریط ، شیدایی،و . .
3-    روحانی مثلِ ؛ بی ایمانی ، ناامیدی ، بی خدایی ، پوچ گرایی ، خودپرستی ، ترس ، و . .
4-    احساسی مثلِ ؛ زودرنجی ، کینه جویی ، نفرت ، خشم ، و . . .
5-    ذهنی مثلِ ؛ خاطرات پررنگ منفی ، ذهنیت های بیمارگونه ، تصویر سازی های غیر واقعی و باورهای منفی ، و . .    
                                                                             این پنج بخش اساسی  ذکر شده هرکدام دارای شاخصه های فروانی هستند که هر کدام در طول زندگی ما بنا به شرایط بیماریمان نقش داشته اند و سرانجام زندگی ما را به آشفتگی کامل رساندند . ما تا قبل از این نمی دانستیم که چنین بیماری ای داریم ، بنابراین ، آشفتگی های زندگی خود را سعی میکردیم با فرافکنی و یا توجیه و بهانه به گردن دیگران بیاندازیم . اعتیاد یک بیماری مزمن است و اگر در شرایط کشت مناسب و یا به عبارتی دیگر در محیط فاسد قرار بگیرد مستعد برای فعال شدن میشود اما اگر در شرایط عاری از فساد و در محیط سالم و یا فضاهای بهبودی قرار بگیرد غیر فعال میشود ، بنابراین ، ما باید همواره بیاد داشته باشیم که بیماری اعتیاد درمان قطعی ندارد ، هر چند با تمرکز به روی بهبودی میشود آنرا مهار کرد اما کوچکترین غفلت میتواند آنرا فعال کند ، اصولاٌ کلمه اعتیاد ازمصدر کلمه  (( عود یعنی برگشت )) ریشه گرفته است و بیانگر این میباشد که چنانچه از این بیماری مراقبت نشود هر لحظه امکان برگشت میباشد .اعتیاد یک بیماری پیشرونده مخرب است و لذا ، همیشه به زوال و انحطاط ختم میشود . بطورکلی بیماری اعتیاد شاخصه های زیاد و گسترده ای دارد که هرکدام از آنها زیر مجموعه یکی از بخش های پنج گانه ایی است که در فوق ذکر گردید و ما با کارکرد قدمهای دوازده گانه سعی داریم تا این ابعاد و زیر مجموعه های آنها را شناسایی و سپس آنها را غیر فعال کنیم   . در هر صورت بیماری اعتیاد سررشته زندگی ما را بدست گرفته بود و ما درمقابل آن عاجز بودیم ، نکته ایی که قابل تامل است ، این است که وابستگی های خارجی مثل مواد مخدر و یا الکل و یاسایر موادهای محرک و یا قرص های روانگردان و یا وابستگی های روانی مثل ؛ خود محوری و یا خود شیفتگی و یا لذتهای غیر متعارف و یا افراطی ، و یا وابستگیهای عاطفی و احساسی و محیطی و یا هر وابستگی دیگر به هر شکل و هرطریق میتواند بیماری اعتیاد را شعله ورتر کند ولذا ما بعلت داشتن بیماری اعتیاد نباید خود را در معرض اینگونه وابستگیها قرار بدهیم .
اعتیاد یک بیماری بسیار قدرتمند و گسترده می باشد و لذا یک ارده جمعی را میطلبد همانطوریکه در کتاب فقط برای امروز صفحه 121 میگوید ؛ (( دیگر نباید به تنهایی سعی در حل معمای اعتیاد خود کنیم )) . همینطوراعتیاد یک بیماری ناهنجار طلب است بقول کتاب پایه که میگوید ؛ (( ما از بیماری ای رنج میبریم که عوارض خود را بصورت رفتارهای ضد اجتماعی نشان میدهد )) ، البته باید در نظر داشته باشیم که درست است ، که بیماری اعتیاد غیر قابل درمان است ، اما با کمک و همیاری  و با بهبودی میتوانیم آنرا متوقف کنیم و همانطوریکه کتاب پایه میگوید ؛ (( ما نمیتوانیم ماهیت معتاد یا اعتیاد را تغییر دهیم اما میتوانیم با تلاش خود در فراهم آوردن هر چه بیشتر زمینه بهبودی آن دورغ قدیمی که میگوید ؛ وقتی معتاد شدی تا ابد آلوده میمانی را تغییر دهیم ، خداوندا ؛ کمک کن که این تفاوت را همیشه به خاطر داشته باشیم ))
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، admin2 ، ناظر 10
#35
نداشتن تناسب درافکار وتعادل دررفتار ونداشتن امید به خاطر کمبودهایم،انکاروخودفریبی.همچنین بیماری من خلا روحانی ووابستگی است.مثل خودخواهی،تنهایی،باری به هرجهت بودن  ویک بیماری لاعلاج که فقط شامل چندنقص نیست بلکه شامل طرزتفکرمعتادگونه ماست که حاصل آن خلا روحانی وباورهای کهنه وترسهاست که عوارض وعلائم آن نواقص اخلاقی زیر می باشد:عدم تعادل،پرخاشگری،انکار،خودفریبی،اشتغال ذهنی،،لذت جویی،قدرت طلبی،خودمحوری،عدم قابلیت دربروزاحساسات وروبه روشدن باآنها مثل اینکه نتوانم بچه خودم یاکسی راکه دوستش دارم نوازش کنم ویافرارازواقعیات زندگی،توهمات،وواکنشهایی مثل تعجیل،غرور،عدم پذیرش وبارزترین ویژکی آن سه جنبه جسمی،روحی وروانی است ودوشاخه مهم ان وسوسه  واجباراست.وفقط برای امروز مرهمی است برروی بیماری اعتیادم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، admin2 ، ناظر 13
#36
بیماری اعتیاد ضعف اخلاقی نیست..بلکه آواره ای است از درون ک من را ازین سو ب انسو میکشاند..قدرتش در روح و روان من میباشد ...با جهان در تضاد است..راز را نگه میدارد..شخصیتم را بدبین میکند ..افکارش سیاه است و جای خوو را ب شادی میدهد..دنبال شانس و معجزس..تماما از پرستیژ دیگران استفاده میکند..بیگانگی از خویش دارد ..یاس و غم را دوست دارد..ب استعداد و ظرفیت ایمان ندارد..زندگی را پرثمر و رضایت بخش نمیبند..و خیلی چیزهای دیگر
پاسخ
 سپاس شده توسط e.tehran ، ناظر4 ، حـمـیـد ، admin2
#37
بستگی به موقعیت مکانی،موقعیت زمانی خودم یا مخاطب،وبه حالت و وضعیت من دارد،وهمه اینها در گرو منافع من است هرجا که به نفعم باشد جبهه ومقاوت میکنم بدون در نظر گرفتن حق وحقوق دیگران

بیماری اعتیاد ضعف اخلاقی نیست..بلکه آواره ای است از درون ک من را ازین سو ب انسو میکشاند..قدرتش در روح و روان من میباشد ...با جهان در تضاد است..راز را نگه میدارد..شخصیتم را بدبین میکند ..افکارش سیاه است و جای خوو را ب شادی میدهد..دنبال شانس و معجزس..تماما از پرستیژ دیگران استفاده میکند..بیگانگی از خویش دارد ..یاس و غم را دوست دارد..ب استعداد و ظرفیت ایمان ندارد..زندگی را پرثمر و رضایت بخش نمیبند..و خیلی چیزهای دیگر
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، امیر عباس.ک ، admin2 ، ناظر 13
#38
شخصیتم را بدبین میکند ..افکارش سیاه است و جای خوو را ب شادی میدهد..دنبال شانس و معجزس..تماما از پرستیژ دیگران استفاده میکند..بیگانگی از خویش دارد ..یاس و غم را دوست دارد..ب استعداد و ظرفیت ایمان ندارد..زندگی را پرثمر و رضایت بخش نمیبند..و خیلی چیزهای دیگر
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد ، امیر عباس.ک ، admin2 ، ناظر 13
#39
نظر من یک فرد معتاد
یعنی لیدوکائین بودن!
یک زندگیه بی حس
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 14 ، ناظر4 ، مهدی پورایران ، حـمـیـد ، امیر عباس.ک ، admin2 ، ناظر 13
#40
بیماری اعتیاد اصل خود محوری نداشتن تعادل اخلاقی افکار منفی و سود جویانه
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد ، امیر عباس.ک ، admin2 ، ناظر 13 ، ناظر 10
#41
بيماری اعتياد برای امروز من کمبود قدرت و توجه و نيز عدم تمرکز است ؛ بيماري اعتياد يک خلا معنویست که مشخصه اصلی آن از دست دادن کنترل و اختيار در همه زمینه های زندگیست ، و همچنین یک ناهنجاری شخصی و فرار از مسوليت های زندگیمه که باعث میشه وسوسه و افکار منفی به سراغم بیاد و مدام به آن فکر کنم و یک سری علائم رو در من تقویت میکنه مثل ::افکار منفی، خیالی،انکار، جایگزین کردن، توجیه، دلیل آوردن، عدم اعتماد به دیگران،احساس گناه و خجالت،حقارت، انزوا، افراط و تفریط، رفتارهای ضد اجتماعی و انسانی و ...
پاسخ
 سپاس شده توسط امیر عباس.ک ، ناظر4 ، admin2 ، ناظر 10
#42
درود بر همسفران راه روحانی معتادان گمنام خداروشکر بابت فرصت دوباره زندگی و شناخت بیماری اعتیاد بیماریی که تعریف خاص ندارد بیماری ما یک ضعف شدید روحانی و درمان ان قطعا اصول روحانیست .،بیملری اعتیاد یعنی عدم تعادل ‌،افراط در تمامی هر انچه که برای من لذت بخش است چه منفی چه مثبت .،و تفریط در مسوولیت ها .بیماران اعتیاد بشدت با دیدن و پذیرفتن واقعیات مشکل دارند و  انکار سپر دفاعی انهاست و هر بهایی را بابت ان پرداخت میکنند حتی زمانی که اگاهنند که د شتباه و انکارند معتادین خود فریب و حق به جانب هستند و هر چیزی را که مانع رسیدن به خواسته هایشان شود راخودخواهانه و بی رحمانه زیر پت میگذارند و هرگز هم روی رضایت ذو نمی بینند و دائم در چرخه اجبار و عجز گیر میفتند و احساس پوچی خلا و تنهایی و مورد ظلم قرار گرفتن و نامیدی میکنند انها جایگاه خودشون رو گم کردند و بدنبال خوذشون در جایگاه دیگران میکردند اصل روحانی فروتنی و صداقت و تسلیم  و.‌....لازمه بهبودی  از این بیماری است باید اکاهی خود رابالا برده بطور مرتب خود را ارزیابی و در مسیر بازیابی قرار دهیم . Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط امیر عباس.ک ، ناظر4 ، حـمـیـد ، admin2 ، ناظر 13
#43
از نظر من مفهوم بیماری اعتیاد وسوسه و اجبار هست .صبح دعا مراقبه میکنم میسپارم بخدا .از خونه میزنم بیرون کارها طبق میل من پیش نمیره وسوسه ها شروع میشن . و میخام همه چی رو بدس خودم بگیرم  و اداره کنم .اوایل بهبودی  فقط فکر سمج بوده ک این چ زندگیه تو داری؟ این خونه چیه؟ این چه کاریه و..... ولی بعد از اینکه قدم یک رو برداشتم  اقرار کردم ک معتادم و راه حل رو تنها کارکرد مابقی قدما پذیرفتم کمکم کردند  بتونم الان ی زندگی ارومی داشته باشم ک از خداوند و انجمن سپاسگذارم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، ناظر4 ، حـمـیـد ، ناظر 10
#44
بیماری اعتیاد واقعا یک بیماری است و با تمام بیماری هایی که امروز شناختم فرق میکند یک بیماری لاعلاج کشنده و پیش رونده که در تمام ابعاد زندگی (جسمی.روحی.روانی و احساسی)لاعلاج بودن ان به این دلیل است که یک ماهیت است یعنی حق انتخابی در کار نیست .
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، ناظر4 ، حـمـیـد
#45
اعتیاد،بیماری،درد،رنج،تنهایی،وبدبختی است،نداشتن کنترل بر احساسات ونحوه صحیح بروز آن هاست،بیماری اعتیاد،اشتغال فکری،وسوسه،خودمحوری
اجبار،وانکار است که اگر درمان نشود باعث زوال،انحطاط،ودر پایان مرگ می شود،بیماری اعتیاداز نظرجسمی،روحی
روانیوروحانی مارا تخت تاثییر قرار می دهد،اعتیاد یعنی نداشتن تعادل،
اعتیاد تعریف جامع وخاصی نداردو هر کس بنا برتخصصتعریفی از ان ارایه می دهدودر مورد تجزیه تحلیل قرار می دهد روانشناسان از جنبه روانی،جامع شناساناز نظر اسیب های اجتماعی و خانوادگی،پزشک از نظر جسمی و یک فرداز نظر مذهبی کم رنگ شدن خمیر مایه های مذهبی و از رفتن ایمان
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، eshgholi ، toobchi ، ناظر4 ، حـمـیـد


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان