امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
#1
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin2 ، e.tehran ، محمدمهدی ۱۲
#2
وقتی گرفتارجریان فکری وسوسه میشم بااحساسات واقعی خود بیگانه میشم افکارم تحت تاثیرریشه های بیماریم مثل لذت جوی وتاییدطلبی وارد چرخه بیماری میشه احساس توانایی میکنم واجباربه عمل به سراغم میاید درواقع بیماریم فعال میشود
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر 5 ، admin2 ، admin.a ، e.tehran ، ناظر 6 ، محمدمهدی ۱۲
#3
وقتی که من نسبت به چیزی وسوسه دارم احساسات زیاد و گاهی متضاد در من شکل می گیرد و اولین انها  احساس نیاز است که سریعا هم می خواهم ان را به لذت طلبی ختم کنم و در یک لحظه توام با ان چند احساس قدرتمند و پیچیده به من حمله می کند
و بزرگترین انها احساس کمبود و نیاز و خلاء و از همه مهمتر لذت جوئی است و البته گاهی در حین وسوسه احساساتی همچون شک و تردید .بکنم یا نکنم
درماندگی و دودلی نگرانی و ناامیدی پوچی بی عرضگی و ناتوانی بی ارزشی و حقارت و گاهی اوقات هم یک احساس و ندای درونی که مرا از عواقب کارو دردهای ان  اگاه می کند سراغم می ایید
قسمت دوم سوال : زمانیکه من وسوسه می شوم فکرم متمرکز بر روی ان عمل لذت بخش است و هیچ چیز دیگر را در نظر نمی گیرم و با تمام قدرت به فکر رسیدن به هدف و لذت جوئی هستم
فکر من حالت تونلی پیدا می کند و اشتغال فکری مرا در بر می گیرد و افکار من تماما در ارتباط با ان وسوسه و عمل از روی ان نقص است
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.b ، داراب م ، حـمـیـد ، admin.a ، بهادر ج ، ناظر 5 ، admin2 ، علی-م ، hashtiyan ، e.tehran
#4
مواقعي كه وسوسه ي انجام كاري را داريم بيشتر به "لذت اني " ان فكر ميكنيم نه به پيامدهاي ان.
مثال: وسوسه ي انتقام از يك نفر را دارم كه از دست او عصبي هستم و ميخواهم ماشينش را اتش بزنم يا او را بكشم.در اين حال احساس خوبي دارم (احساس لذت بخش انتقام)فكرم ميگويد بعد از انجام اينكار حال خوبي نصيبت ميشود.اما بعد از انجام كار....؟؟؟؟؟؟
مثال:وقتي بعد از دوماه ترك نيكوتين،وسوسه ي يك پك سيگار بالاخره مرا به مصرف رساند انوقت تازه فهميدم اين بوي كبابي كه مي ايد از خر داغ كردن است.
وسوسه مانند تيوپي پر از باد است كه با خودت به بالاي كوه برده اي،اولين استارت را تو ميزني اما بقيه ي مراحلش با تو نيست بدون كنترل و اختيار توست.
را حل وسوسه ي منفي:گذر از موقعيت و فرصت دادن به خود است


مثال : صبح تا ظهر كار كرده اي –با احساس خوبي ناهار خورده اي –حالا ميخواهي 20 دقيقه چرت بزني.اولين قدم كشيدن بالش زير سر است انهم با اختيار من –اما چقدر بخوابم خارج از كنترل و اختيار من است.دو ساعت بعد كه از خواب بلند ميشوم احساس بدي خواهم داشت.

طريقه ي افكار ما )ايا در ان حال افكار ما طريقه ي خاصي را دنبال ميكند)
زمانيكه وسوسه ميشويم روي ان چيزي كه ميخواهيم،" قفل" ميكنيم مانند صفحه ي پرتاب موشك كه روي يك شيء قفل ميكند.در اين لحظه بايد مكث كنيم
افكار ما در اين لحظات همه چيز را فقط از يك زاويه ميبيند و از ساير زوايا "نميخواهد" واقعيت را ببيند يا انطوري كه دوست دارد ميبيند نه انطوري كه هست
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin.a ، بهادر ج ، ابی ن ، ناظر 5 ، admin2 ، e.tehran
#5
من احساس لذت و درد رو با هم دارم چون تا چیزی برا من لذت نداشته باشه وسوسه نمیشم اما بخاطر شکستهاییکه از وسوسه هام خوردم و خیلی تحقیر شدم احساس درد رو هم دارم .
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، بهادر ج ، ناظر 5 ، admin2 ، ناظر4 ، e.tehran
#6
احساس نیاز شدید و اجبار وفقط دیدن لذت ها وافکار توهمی لذت طلبی و در صورت مانع هم احساس خلا و خود کم بینی و ناامیدی و پوچی را تجربه میکنم  ودر ادامه راههای سریع رسیدن به وسوسه وفکر کردن به لذتها و ندیدن عواقب( نداشتن روشن بینی )
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 5 ، ناظر4 ، admin.a ، حـمـیـد ، e.tehran
#7
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم معمولا دیدگاه من تونلی می‌شود و من فقط فقط اون چیز را میبینم
پاسخ
 سپاس شده توسط admin2 ، ناظر4 ، admin.a ، حـمـیـد ، e.tehran
#8
وقتی وسوسه بسراغم می آید در اولین قدم فکر رسیدن به لذتی مرا از خود بیخود میکند در واقع این وسوسه ریشه در یکسری از احساسات من مثل لذت طلبی ؛ خشم ؛ و ... دارد . مثلا وقتی    لذت مصرف مواد بسراغم بیاید قطعا وسوسه آن نیز بدنبالش می آید . سابق بر این از روی وسوسه عمل میکردم و تمام ذهنم بر رو ی انجام آن عمل قفل میشد . ولی اکنون کمی درنگ میکنم فکرم را با دوستان بهبودی و راهنمایم به مشارکت میگذارم همین موضوع باعث میشود اثر وسوسه کمرنگ شود چون وسوسه یک فکر زود گذر و مخرب است بهمین جهت وقتی افکارم فیلتر میشود بهتر می توانم تصمیم گیری و عمل کنم .
وقتی وسوسه ای بسراغم می آید احساساتی مانند شرم , گناه ؛عدم رضایت از خود نیز بهمراه دارد اگر نتوانم دریچه افکار خود را به روی یک نیروی برتر باز کنم مسلما قدرت وسوسه مرا به انجام عملی آن وسوسه خواهد انداخت که در آنصورت باعث بخطر افتادن آرامش و روحانیت و زیر پا گذاشتن اصول روحانی انجمن خواهد شد
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، حـمـیـد ، e.tehran ، ناظر4
#9
با سلام....
وقتی وسوسه به انجام کاری دارم اول دنبال جواب برای قانع کردن خودم و دیگران هستم،تلاش میکنم همه چیز عادی بنظر بیاید ماسک آدم خوبه میزنم ، خوب حرف میزنم ولی همزمان احساس ترس و هیجان هم دارم ذهنم درگیر میشود و مراقب رفتار و اعمالم نیستم.
من حتی وقتی وسوسه به انجام کار خیرخواهانه هم دارم انرژی زیادی از دست میدهم ترس از تایید نشدن یا نگرفتن نتیجه دلخواه مثل خدمت در NA یا زمانیکه میخواهم در جلسه اداری پیشنهاد سازنده بدهم.
خالق وسوسه همیشه خود من هستم و خاصیت وسوسه اجبار است.ما مسئول وسوسه نیستیم ولی مسئول مراقبت از خودمان هستیم.وسوسه ها چه با نیت خیر چه با نیت بَد افکاری میدانی ست که ما همیشه دور خودمان میچرخیم و در چنین مواقع ما انرژی و زمان خود را مصرف نمیکنیم بلکه آنرا میسوزانیم.
من وقتی وسوسه میشوم فقط آن وسوسه مرا پُر میکند چون من آنجایکه احساس خلع میکنم بیشترین وسوسه را دارم و همانجاست که احساس مالکیت و کمال پرستی هم دارم.
وسوسه ممکن است ریشه در غیاث و مقایسه داشته باشد در وسوسه ها حال بیماریم خوب است ولی حال خودم خوب نیست.
وقتی میخواهیم وسوسه هایمان را شناسایی کنیم باید حساسیتهایمان نسبت به مسائل را شناسایی و شفاف سازی کنیم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، e.tehran ، ناظر4
#10
سریع میخوام که انجامش بدم بهش فکر نمیکنم تمام افکار منفی جای افکار مثبت رو میگیره گرگ درونم تبدیل میشه به روباه و 
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، toobchi ، حـمـیـد ، ناظر4
#11
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
احساس لذت جویی واینکه بادیگران فرق دارم،احساس پوچی یابی ارزشی،یااینکه اصول  افراطی است و  دست وپا گیرم شده است،سستی وناتوانی،احساسات منفی،فراموشی،دلهره ونگرانی ثمره این احساسات وآژیرخطرروح است.

وسوسه یک فکر احمقانه ،مرموز وادامه داراست وفکری که مراازسلامت عقل وجسم دور می کند وباعث می شودکه من ازروحانیت ومعنویت دورشوم ونقطه مقابل وسوسه صداقت است که ازطریق بررسی رفتارهایمان ومشارکت صادقانه وگرفتن ترازنامه حاصل میشود.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#12
    فعال بودن بیماری در من همیشگی است . اون جاهایی که خود از محوری و تنبلی و ... خلاصه نواقص شخصیتی که توی جلسات در موردشون صحبت مشه و منم کم ندارم استفاده می کنم همون زماناییه که بیماری من فعاله
زمانی که خودم را عقل کل می پندارم
زمانی که عجولم
و ...
که در همه ی این موارد میخوام بشینم جای خدا ، همون وقته که افسار دست بیماریه
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، ناظر 6 ، حـمـیـد
#13
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
اول احساس دوگانگی بسراغم می آیدکه آیاآن کارراانجام بدهم یانه وچون افکارمن نوع خاصی رادنبال میکندکه درزمینه مصرف بیماری می باشددست به هرکاری میزنم
چون هنوز شناختی نسبت به  احساسات وافکارخودندارم

(حالا چطوربه اجرادربیاورم؟) 

کوتاهترین راه راباامنیت بیشتررا انتخاب میکنم وافکارمثبت من متوقف میشود مثال استفاده ازنقص شهوترانی

(به چه طریقی دیگران را خراب میکنم؟)
غیبت وبدگویی,احساس یعنی واکنش های درونی من نسبت به محیط بیرون
ازطریق خاص افکارم,اول نقشه میکشم
شناخت احساسات(احساس غم وتنهایی,ترس,پوچی,وقتی به مشارکت گذاشته نشود,عامل تحریک کننده میشود)
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#14
احساس خلا میکنم.

افکارم طریقه چگونگی مصرف یا انجام کار را دنبال می کند، چطور عمل کنم که لذت بیشتری ببرم و ....
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#15
?درصورت وسوسه باچه احساسی واردمیشوی؟
مثال? تائیدشدن

2?احساس توتبدیل به چه احساسی میشود؟
?بالارفتن انتظارات


3?باچه احساسی خارج میشوی؟
?غرور

4?درموردوسوسه باچه فکری وارد میشوی؟
مثال?سرزدن به خانه اقوام

5?تبدیل به چه افکاری میشود؟
?اگرکنترل کنم افکارم درگیرمیشود

6?باچه فکری خارج میشود؟
?مقایسه کردن آنهابا خودم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#16
به این شکل است که آنقدر به خواسته خود فکر کنم ، که برای من تبدیل به نیاز شود و آن نیاز هم تبدیل به وسوسه می شود . هر موقع نسبت به چیزی وسوسه شدم ، لازم است نسبت به طریقه ای که افکارم زمینه سازی می کند آگاه باشم ، تا بتوانیم از این طریق با وسوسه افکار خود مقابله کنیم .
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، ناظر 6 ، حـمـیـد
#17
احساس پوچی یابی ارزشی. 

 یااینکه اصول  افراطی است و  دست وپا گیرم شده است. 

سستی وناتوانی. 

حساسات منفی. 
فراموشی. 

دلهره ونگرانی ثمره این احساسات وآژیرخطرروح است.

 وسوسه یک فکر احمقانه ،مرموز وادامه داراست وفکری که مراازسلامت عقل وجسم دور می کند وباعث می شودکه من ازروحانیت ومعنویت دورشوم.ونقطه مقابل وسوسه صداقت است که ازطریق بررسی رفتارهایمان ومشارکت صادقانه وگرفتن ترازنامه حاصل میشود.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 14 ، ناظر4 ، حـمـیـد
#18
فکر کردن مداوم در مورد وسوسه تبدیل به نیاز میشود
وسوسه یکی از درهایی است که بیماری میتواند از ان وارد شود 
افکارم تنها به دنبال راهی برای انجام دادن ان وسوسه میشود
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 14 ، ناظر4 ، حـمـیـد
#19
احساس نیاز و کمبود و تفکرم فقط طریقه خاصی را دنبال میکند.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 14 ، ناظر4 ، حـمـیـد
#20
نبایستی هرگز با وسوسه در ذهن بحث یا مجادله کنیم زیرا در نهایت به دلیل خودفریبی، توجیه و بهانه ودلایل به ظاهر موجه بازنده ما هستیم.بنابراین بایستی وسوسه را با اقرار در نطفه خاموش کنیم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد
#21
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
???????????????

وسوسه چیست؟ و چه مراحلی دارد؟
وسوسه یعنی ، میل به تجربه دوباره... 

کاری که در گذشته از آن لذت برده ایم، وسوسه  یکی از نقص های بزرگی است که ماهیت شر دارد ، یعنی عمل به آن سرانجامش منجر به پشیمانی می شود و همین طور فکریست موذی و سمج  ، اما آنی و زود گذر ، که اگر به آن بها بدهیم چرخه و فرایند خود را طی می کند که پایان آن چیزی جز لغزش نیست!

?1- لذت طلبی ........
اولین مرحله وسوسه است که اگر در همین مرحله کنترل نگردد، وارد مرحله بعدی یعنی بهادادن می گردد.

?2- بها دادن ....... 
یعنی بجای اقرار کردن وسوسه به او اجازه ورود ومجوز فعالیت درمحدوده ذهنمان بدهیم .

?3- مخفی کردن ......
یعنی وجود وسوسه در خود را ،  انکار و آنرا با راهنما یا دوستان پاک در میان نمی گذاریم و یا در جلسات آنرا مشارکت نمی کنیم   .

?4- نقشه کشی .....
وقتی مراحل فوق طی شد وبه این نقطه رسیدیم ، لذا برای اجرای وسوسه خود شروع به نقشه کشی میکنیم .

?5- فکر قوی ....... 
در اثر روند فوق به مرحله ای می رسیم که  دیگر ذهن خود را مداربسته می کنیم و به هیچ پیامد دیگری توجه نمی کنیم  .

?6-اقدام به عمل......... 
یعنی برای وسوسه ای که برای آن نقشه کشیده ایم و دیگر به یک فکر غیر قابل برگشت و یک فکر قوی تبدیل شده شروع به اقدام وعمل می کنیم .

?7- لغزش.....
با بها دادن به فرایند فوق عاقبت در شرایط لغزش قرار می گیریم ، لغزشی که در اثر یک فکر که به راحتی می توانستیم آن را از خود دور کنیم اتفاق می افتد .. Heart

Heart
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد
#22
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۳ عصر)admin.a نوشته است:
سوال 3 : وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا می کنیم ؟
به لذت های ان فکر میکنم و دنبال توجیه و بهانه هستم که بدان عمل کنم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 8 ، حـمـیـد
#23
من زمانی که نصبت به چیزی وسوسه دارم احساسات زیادو متضادی در من شکل میگیرد و اولین احساس احساس نیاز است. که ما میخوایم آنرا به لذت طلبی ختم کنیم و در یک لحظه توام با آن چند احساس قدرتمند و پیچیده به ما حمله میکند وبزرگترین آن احساسات احساس کم بود و نیاز و خلاء . و از همه مهم تر لذت جوئ است و البته گاهی در حین وسوسه احساساتی همچن شک و تردید . بکنم یا نکنم .دودلی و درماندگی. نگرانی و نا امیدی . پوچی. ناتوانی و بی عرضه گی.  بی ارزشی و حقارت.  و گاهی وقتاهم یک احساس و ندای درونی که مرا از عواقب کار و درد های آن اگاه میکند سراغم می اید ...،،
پخش بعدی سوال: .  زمانی که من وسوسه میشوم فکرم متمرکز بر روی آن عمل لذت بخش است و هیچ چیز دیگر را در نظر نمیگیرم. و با تمام قدرت فکر رسیدن به هدف و لذت طلبی هستم. فکر من حالت تونلی پیدا میکند و اشتغال فکری من رو دربر میگیرد. و افکار من تماما در ارتباط با آن وسوسه و عمل از روی آن نقص است :::
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 8 ، حـمـیـد


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان