امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 4- وقتی فکری به سرم می زند آیا فوری و بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن فکر عمل
#1
سوال 4- وقتی فکری به سرم می زند آیا فوری و بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن فکر عمل می کنم ؟ به چه صورت دیگری رفتارهای من از روی اجبار است ؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، e.tehran ، ناظر 13 ، ابی ن ، محمدمهدی ۱۲ ، admin2
#2
بدلیل نداشتن صبرهمیشه ودرهمه کارمن عجله داشتم ودارم هروقت موضوعی بفکرمن خطورمیکردبدون درنظرگرفتن وسبک وسنگین کردن ان موضوع سریع دست بعمل میشوم حتی کوچکترین مشورت رادران رابطه باکسی نمیکنم که درواقع بایدعکس العمل من باروشن بینی باشد ودررابطه باهرفکری چندلحظه به خودم اجازه بدهم ودران رابطه فکرکنم وتمام جنبه های مثبت ومنفی انرادرنظربگیرم.اگراین فکردرحدوسوسه بودبایدبادعای ارامش شروع کنم وازابزاری که این برنامه دراختیارم گذاشته استفاده کنم باراهنمایم تماس بگیرم وبه یکی ازجلسات رجوع کنم وبادوستان همدرد درتماس باشم تاازان فکرمخرب رهاشوم.بصورتی رفتارهای من منجربه اجبارمیشودکه به ان فکریاوسوسه بهابدهم که اجباردران کارصددرصدبه مصرف ختم میشود.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin.a ، hashtiyan ، ناظر 9 ، e.tehran ، ابی ن ، محمدمهدی ۱۲ ، admin2
#3
بله بیشتر مواقع بدون در نظر گرفتن عواقب ان به ان عمل می کنم البته همیشه در ان لحظه باور دارم که کگارم درست است چون دیگه در ان لحظه مننیستم و دستور دهنده بیماری من است مثلا در دعوا کردن اول طوفان ده دقیقه ای به راه می اندازم و بعد از فروکش کردن تازه فکر می کنم که چکار کرده ام من در ان ده دقیقه مثل ماشینی بی راننده هستم و حتی اگر به قیمت مرگ من تمام شود انجام می دهم چون دستور دهنده غرور متورم من است و یک شمشیر به نام اعتیاد فعال و اجبار بالای سر من است انصراف از کار ایجاد رابطه احساسی خرید وسیله ای جواب دادن به کسی سرعت و یا شریک شدن
قسمت دوم سوال : رفتارهای دیگر من از روی اجبار : وقتی فکری به سرم می زند و به عواقب ان فکر نمی کنم
وقتی فقط به لذت چیزی فکر می کنم وقتی که از روی نواقص اخلاقی عمل می کنم وقتی که یک چیز را تکرار می کنم و به ان عادت می کنم وقتی که از روی نیاز کاری می کنم (گرسنگی) وقتی که فقط به منافع خودم فکر می کنم و غرق چیزی می شوم وقتی که اول کاری انجام می دهم و بعد به ان فکر می کنم
مفهوم اجبار : قدرت غیر منطقی و غیر قابل مقاومتی است که باعث ادامه مصرف نواقص بدون در نظر گرفتن عواقب ان می شود
وسوسه و اجبار به همدیگر متصل هستند 
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.b ، حـمـیـد ، admin.a ، hashtiyan ، مسعود.ح.ط ، ناظر 9 ، e.tehran ، ابی ن ، محمدمهدی ۱۲ ، admin2
#4
اجبار یک میل غیر منطقی به ادامه مصرف بدون توجه به عواقب ان است زمانیکه چیزی به دلخواه من نباشه من از خودم رفتار اضطراری نشان میدم بدون اینکه به پیامدها و عواقبش فکر کنم مثل وقتی که عصبانی میشم البته اکثر افکار ما از روی هوای نفس ماست مثل شهوت .تنبلی.پرخوری.شوخی کردن که شاید باعث ازار کسی بشه زمانیکه فکری به سرم بزنه و من از روی اجبار عمل کنم حق انتخاب از من گرفته میشه و فکرم به من میگه چکار کنم در این مواقع دیگه رفتارم از دستم خارج میشه بیماری من فعال میشه از مشکلات و مسئولیتهایم فرار میکنم و از روی اجبار عمل میکنم که با روشن بینی (فکر کردن به نتیجه کار)باز نگه داشتن دریچه افکار(دیدن و شنیدن تجربیات جدید و پذیرفتن قسمت های درست ان) دعا کردن و از خدا کمک خواستن قبل از انجام افکارم میتوانم از روی اجبار عمل نکنم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin.a ، hashtiyan ، ناظر 9 ، e.tehran ، ابی ن ، محمدمهدی ۱۲ ، admin2
#5
در گذشته بلی ولی الان نه.
وقتی دیدم تونلی میشود و فقط لحظه لذت را به خاطر می آورم وقتی از روی نواقص اخلاقی عمل می کنم با نهایت توان به اوج لذت آن فکر می‌کنم نه به چیز دیگری زمانی که فقط به خودم و منافع خودم و به نیازهای خودم لذت های خودم اهمیت می‌دهم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 8 ، admin.a ، حـمـیـد ، ناظر 9 ، e.tehran ، ابی ن ، محمدمهدی ۱۲ ، admin2
#6
سوال 4- وقتی فکری به سرم می زند آیا فوری و بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن فکر عمل می کنم ؟ به چه صورت دیگری رفتارهای من از روی اجبار است ؟

قسمت اول سوال - در گذشته بلی در دورانی که اعتیادم فعال بود وقتی فکری به سرم میزد به تنها چیزی که فکر نمیکردم عواقب ناشی از انجام اون کار بود و فقط به لذتهای اون کار فکر میکردم . در اینحالت نیروی قوی در درون من برای انجام اون کار شکل میگرفت و من انجامش میدادم . اما از زمانی که با قدمها و اصول رحانی نهفته در آنها  آشنا شدم و سعی کردم اون اصول رو توی زندگیم بکار ببرم اجبار به مصرف وسوسه در من کاهش پیدا کرده و سعی میکنم از خودمحوری هایم دست بکشم . با کمی تامل سعی میکنم با تماس با راهنما و سایر دوستان بهبودی اون وسوسه رو کنکاش کنم و زیر بنای اون رو بیرون بیارم و در صورتی که به خودم یا دیگران خسارتی نزنم  انجامش بدم

قسمت دوم سوال - عموما عمل به وسوسه از خودمحوری سرچشمه میگیره . وقتی وسوسه ها بشکل دایم باشند تبدیل به اجبار میشوند . اینروزها وقتی به یک نقصم بها میدم وسوسه انجام اون کار اجبار به مصرفم میشه .
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 10 ، حـمـیـد ، admin.a ، ناظر 9 ، e.tehran ، ابی ن ، admin2
#7
با سلام....
وقتی فکری یا وسوسه ایی به سرم میزند یا رنجش میگیرم یا امنیتم به خطر میافتد یا دست روی نقاط ضعفم میگذارند یا ازم انتقادی میشود،سیستم دفاعی بیماری اعتیادم (انکار)فعال میشود بهمراه آن احساساتم بَرانگیخته میشود و بعد نواقصم بکار میافتند و بدون صبر و تحمل و تفکر واکنشهای افراطی از خودم نشان میدم و تقریبا دیگر از تعادل خارج میشوم.
وقتی فکری بسرم میزند قدرت تشخیصم بشدت ضعیف میشود.وقتی فکری بسرم میزند باید اول آنرا نوشت یا با راهنما درمیان گذاشت تا فرصت مشاهده آنرا داشته باشم،نیروی برتر همیشه از طریق ایده های پس از فکر و مشورت با ما در ارتباط است.
هر کجا فکری آمد باید احتمال بیماری را داد پس آنی عمل نکنیم هر کجا آنی عمل نکردم یعنی به روشن بینی رسیدم.
بیماری_ یعنی واکنشها و لذتهای آنی ولی دردهای آزار دهنده طولانی و پایدار.

بهبودی_ یعنی صبر،تحمل و دردهای آنی ولی لذتهای روحانی،طولانی و پایدار.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر 9 ، e.tehran ، ابی ن ، admin2
#8
 اگه فکر بکنم پیامدهاش رو هم بررسی میکنم . اما مشکل من اونجاییه که اصلا فکر نمیکنم و فقط از روی اجبار عمل میکنم ..
 خودخواهی صورت دیگه ای از اجباره مثل چشم چرونی و بد دهنی خشونت دعوا و ...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 9 ، e.tehran ، ابی ن ، admin2
#9
سوال 4- وقتی فکری به سرم می زند آیا فوری و بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن فکر عمل می کنم ؟ به چه صورت دیگری رفتارهای من از روی اجبار است ؟

بله پرخاشگر میشم لذت جو میشم ادم حق به جانب میشم دیگران رو نمیبینم
مثال من تو جیبم 1000 تومن پول ندارم ولی میرم یه گوشی میخرم 20 میلیون چرا چون دنبال کلاس گذاشتن و لذت بردن از اون گوشی این کار رو میکنم وقتی که موعد چکش میرسه باید بزنم تو سرم یا بفروشمش زیر قیمت یا برم بهره بگیرم و خیلی مشکلات دیگه قسمت دوم خشم-حسادت-توقع-فقط یرای امروززندگی نکردن-دروغ-چشم چرانی 
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، حـمـیـد ، ابی ن ، ناظر 9 ، admin2
#10
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۴ عصر)admin.a نوشته است: سوال 4- وقتی فکری به سرم می زند آیا فوری و بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن فکر عمل می کنم ؟ به چه صورت دیگری رفتارهای من از روی اجبار است ؟
معمولا ما این کار را انجام میدهیم.
افکار بدون اینکه بشود جلوی آنهارا گرفت می آیند و ما بر اساس عادت بدون تفکر این اعمال را انجام می دهیم مخصوصا اگر لذتی را در فکرمان دنبال کنیم.

هجوم افکار زیاد می شود و تولید احساسات منفی میکند.
ساده ترین راه برای رها شدن از فکر وسوسه ایجاد وقفه در آن فکراست،وقتی که ما تحت تاثیر وسوسه های فکری خود هستیم و یا از نقص افراط استفاده میکنیم نهایتا رفتار های ما از روی اجبار خواهند بود.

هجوم افکار و وسوسه های فکری ← اشتغال فکری ← عصبانیت ← درد فیزیکی ←احساسات منفی← عادات خود محورانه و اجبار
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin2
#11
   شاید اینطور نباشد که فوری و بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن عمل کنم ،‌اما احساس می کنم در اکثر مواقع تصمیم درست نمی گیرم . چرا ؟ چونکه ذهن و فکر من محدود است و همه ی ابعاد را پوشش نمی دهد ، و همه نوع تجربه ای را هم کسب نکرده ام ، به خاطر همین در نهایت به این نتیجه میرسم که باید مشورت کنم و از تجربه ی دیگران استفاده کنم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin2
#12
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۴ عصر)admin.a نوشته است: سوال 4- وقتی فکری به سرم می زند آیا فوری و بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن فکر عمل می کنم ؟ به چه صورت دیگری رفتارهای من از روی اجبار است ؟
مواظب وسوسه های جدیدم باشم,قسمت اول اینکه آنرا انکارمیکنم,قسمت دوم مشارکت نمیکنم,بخاطربی تفاوتی درموردکارهایم مثل مسافرت رفتن,پول قرض دادن یاقرض گرفتن,شغل عوض کردن,گرفتن رهجوی جدید
(پیامدش هم ازدست دادن انرژی وحالخرابی من است )و باعث میشوددرمنزل ازروی اجباروبیماری عمل کنم ,به خودم ودیگران درمحل کارحق انتخاب نمیدهم ,رابطه نادرست واحساسی وعاطفی وخانواده اینگونه رفتارهای من از روی ترس میباشد
درموردعکس العمل های غیرمنتظره
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، admin2
#13
در مورد اعمال و رفتار منفی بی دست عمل میکنم چون لذت جویی مانع فکر کردن به عواقب کار میشه و بالعکس در مورد انجام وظایف و مسئولیت ها فکر میکنم و چون نیاز به همت و پشتکار داره و با تصور اینکه لذتی نداره تمرد میکنم.

به صور مختلف رفتار های من از روی اجبار است، برای من از روی ترس، غرور و خودخواهی است که عوامل اصلی اعتیاد من می باشند....
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، admin2
#14
ترازسوال 4قدم1???

رفتارهای آنی خودرا بنویسید؟

مثال?کنترل کردن ومشارکت نکردن ,عصبانیت وصبرنکردن
پاسخ
 سپاس شده توسط eshgholi ، حـمـیـد ، admin2
#15
بله ، ما زمانی که بیماریمان فعال است هر فکری که به سرمان میزند بدون در نظر گرفتن پیامدهایش آنرا عملی میکنیم ، زیرا دیگر کنترل رفتارهایمان را از دست میدهیم ، گویا افسار زندگی ما در دست کس دیگری است ، کس دیگری بنام بیماری اعتیاد که ما در مقابل آن عاجزیم ، در چنین شرایطی رفتار و کردار ما خودخواهانه میشود و لذا ناهنجاریها وارد زندگی ما میشود و زندگی ما را آشفته میکند ، بطور مثال ؛
-         اولین باری که مواد میخواستیم مصرف کنیم میدانستیم که این کار خانمانسوز است ، اما بدون در نظر گرفتن پیامدهایش ، انگار اجبار به این کار داشتیم .
-          حضور در محافل غیر امنی که خوشایند ما نبودند  ، ولی مثل اینکه اجبار داشتیم در آنجاها حضور داشته باشیم .
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin2
#16
بله به دلیل خود محور بودن هر فکری که به سرم میزد سریع و بدون فکر انجام میدادم و به عاقبت ان فکر نمیکردم به خاطر شناخت نداشتن بیماریم تمام رفتارهای من از روی اجبار بود مصرف مواد وسوسه خودخواهی نداشتن مسئولیت زیرا بیمار بودم و عاجز .
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin2
#17
عواملی همچون خودمحوری، لذت جویی، زیاده خواهی، عادت و... باعث می شود  که هر فکری که به سرمان می زند بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن فکر عمل کنیم 
چرا که افکار ما تحت کنترل بیماری  و دید ما تونلی است ، که تنها هدف(لذت جویی) را می بیند و دیگر هیچ.
که در چنین شرایطی رفتار و کردار ما خودخواهانه و در نهایت تحت کنترل بیماری اجباری می شود لذا ناهنجاریها وارد زندگی ما میشود و زندگی ما را آشفته می کند.
هدف های زندگی ما اگر تحت تسلط هوای نفس قرار گیرند به اینگونه عمل میشود که بدون درنظر گرفتن پیامدهای آن سریعا" به آن عمل می کنیم و برای دستیابی به آن هدف ناسالم به هر عمل ناسالم و غیر اصولی متوسل شویم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin2
#18
از روی ریشه بیماری منه  .خودم میدونم و هر روزم  باهاشون دست و پنجه نرم میکنم  و هر وقت فکری  میاد سراغم  چون تو برنامه هستم و دستم تو دست همدردام سعی میکنم بهش بها ندم  ولی یه وقتایی  دستم خط میخوره  و خودمو اذیت نمیکنم فرصت اشتباه به خودم  میدم و سعی خودم  رو میذارم  رو این که تکرار نکنم  از خدا میخوام  کمکم کنه یادم نره  از کجا امدم  و دستمو از این حلقه با عشق جدا نکنه .و یاد بگیرم که قبل از هر کاری به عواقبش فکر کنم  با مشورت راهنما یا دوست همدرد
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin2
#19
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۰۴ عصر)admin.a نوشته است: سوال 4- وقتی فکری به سرم می زند آیا فوری و بدون در نظر گرفتن پیامدهایش به آن فکر عمل می کنم ؟ به چه صورت دیگری رفتارهای من از روی اجبار است ؟
تا زمانی که به برنامه و دوستان بهبودی وصل هستم خیر ولی تا یکم فاصله میگیرم و از اصول روحانی دور میشوم بله تمام کارهایم بدون فکر میشود ومواقعی که ضد ارزش هاراارزش بدانم و برایش توجیه و بهانه بیاورم عمل های من از روی اجبار است
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 8 ، حـمـیـد ، admin2
#20
درود به دوستان خوبم  
بله. من بیشتر وقت هابدونه این که درنظر بگیرم عواقب آن عمل چیست به آن عمل میکنم.،. من دربیشتر آن مواقع باور دارم که رفتارم درسته. چون در اون لحظه من خودم نیستم بیماریم من را کنترل میکند.،. 

مثال: جواب دادن به کسی . انصراف از کار . رابطه احساسی بر قرار کردن‌....

پخش دوم سوال؛ رفتار های من از روی اجبارهست وقتی یه فکری به سرم میزنه به عواقب اون فکر نمیکنم.،.
وقتی فقط به لذت های آن فکر میکنم. وقتی که من از روی نواقص اخلاقی ام عمل میکنم.،. 
وقتی که فقط به منافع خودم فکر میکنم.،. 
وقتی که اول یه کاری انجام میدم بعد به اون کار فکر میکنم .،.
مفهوم اجبار ::» قدرت غیر قابل مقاومتی و غیر منطقی که باعث مصرف نقص های من است بدونه در نظر گرفتن عواقب آنها«:

 
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin2
#21
بله.. بخاطر نداشتن صبر و عجول بودن واینکه ب خواستم برسم بدون در نظر گرفتن عواقب کار از روی لذت جویی اون کار انجام می‌دهم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 8 ، حـمـیـد ، admin2


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان