امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 8 : آیا اخیرا شخص ، مکان و یا چیزی من را وسوسه کرده است ؟
#1
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، e.tehran ، ناظر 13 ، ناظر 10 ، ابی ن ، ناظر4 ، ناظر 14
#2
چنانچه مكان يا چيزى مرا وسوسه كند روى من تأثير مي گذارد و افراطى مى شوم .هم احساس گناه دارم هم احساس لذّت مثلاً اگر دنبا ل مكان يا پاتوقى بروم رابطۀ من با خانواده ام خراب مى شود .

راهكار : در همان روز مشاركت شود وچون هنگام وسوسه كمتر دعا مى كنم بايد پس از مشاركت دعا هم بيشتر بكنم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر 6 ، بَرمک ، e.tehran ، ناظر 13 ، ابی ن ، ناظر 10 ، ناظر 9 ، ناظر4
#3
خیلی اوقات اشخاص اماکن و اشیاء و بو عطرها فصل ها  حالتهای اب و هوایی اهنگ های قدیمی و. جدید روزهای خاص خاطرات فیلم ها لباسها و بعضی کلمات باعث فکر به لذت و وسوسه می انجامد که باعث تحریک خواهش های نفسانی خودخواهی خودمحوری افکار معتاد گونه تصورات باطل در من می شود و دلیل ان این است که من خلا بزرگ روحانی و درونی دارم و به دنبال چیزهای متفاوتی مکی گردم و همین مسئله باعث می شود به چیزهای متفاوت وسوسه شوم و وقتی وسوسه های گوناگون به سراغ من می ایید باعث می شود تعادل و حالت طبیعی را از دست بدهم و از جنبه های متفاوت جسمانی روانی و روحانی و احساسی تحت تاثیر قرار بگیرم و اتفاقاتی که در سوال 6 مورد بررسی قرار دادیم برای من رخ می دهد و این امر ( تحت تاثیر قرار گرفتن بیماری ) بر روی روابط من ( خودم خدا و دیگران و محیط پیرامونم ) تاثیر منفی می گذارد با دیگران وارد جنگ می شوم به هر شکلی بدون در نظر گرفتن دیگران می خواهم به وسوسه ام عمل کنم از خدا و اصول روحانی دور می شوم با خهودم وارد جنگ و خود ازاری می شوم ما در این قسمت با بیماری اعتیاد اشنا می شویم یعنی چیزی که تا اخر عمر با ما است و باید بدانیم هر روز با شکل و فرم خاص و متفاوت ظاهر می شود و معمولا از طریق وسوسه و اجبار عادات خودمحورانه و نواقص اخلاقی در زندگی من و اطرافیانم تاثیر می گدارد من در این قسمت باید بدان با کارکردن این سوالها متخصص شناسایی اعتیاد دیگران نمی شوم و فقط با اگاهی از این بیماری و کار کرد این قدم ها می توانم خودم و بیماریم را بشناسم و بدانم وقتی از روی بیماریم عمل می کنم بر تمام قسمت های وجودیم جسمانی روانی و روحانی و احساسیم تاثیر می گذارد و حالمان بد می شود 
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.b ، حـمـیـد ، admin.a ، بَرمک ، e.tehran ، ناظر 13 ، ناظر 10 ، ابی ن ، ناظر 9 ، ناظر4 ، ناظر 14
#4
من هر وقت در شرایط استفاده از بیماری اعتیاد قرار بگیرم وسوسه میشوم.امروز با توجه به اینکه سعی میکنم در شرایط مصرف مواد قرار نگیرم وسوسه مواد نمیشوم.مثالی زنده از چند روز پیش:خیلی عادی و با ارامش زندگی میکردم وهمه چیز مرتب بود.با یکی از همکاران که خیلی خانم باز است واز لذتهای رابطه های جنسی اش میگفت چند روزی با هم ارتباط نزدیک داشتم(شرایط مصرف بیماری) بعذ از ان احساس کمبود وضعف وناتوانی سراغم امد-از نظر روحی و روانی اشفته شدم به خودم وهمه گیر الکی میدادم-با توجه به باورهای با خودم دچار جنگ و کشمکش شدم-در نهایت از همان چیز هایی که قبل از این موضوع لذت میبردم وهمه چیز ارام بود متنفر شدم. مخصوصا با خانواده خیلی بد برخورد میکردم...تا زمانیکه با راهنما مشارکت نکرده بودم خیلی نا ارام واشفته بودم.من چون انسان لذت جویی هستم حتی در مورد چیزی که تجربه درد اور برایم داشته باز هم انرا انجام میدهم چون فراموشکار هم هستم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، admin.a ، بَرمک ، e.tehran ، ناظر 13 ، ابی ن ، ناظر 10 ، ناظر 9 ، ناظر4 ، ناظر 14
#5
ولی وقتی من در شرایط قرار می‌گیرم و مکان هم چیزی مرا وسوسه می کند اخیراً وسوسه نیکوتین داشتم و فراموش کنم که چه عواقبی را در پیش دارد یاد در چه حالی بودم
پاسخ
 سپاس شده توسط admin.a ، حـمـیـد ، e.tehran ، ناظر 13 ، ناظر 10 ، ابی ن ، ناظر 9 ، ناظر4 ، ناظر 14
#6
با سلام....
اخیرا وسوسه های گوناگونی داشتم اصلا من دائم در معرض وسوسه هستم اشخاص ، اشیاء ، گفتار دیگران ، شنیدن یک موضوع ، مکانهای خاص ، داخل یک جلسه بهبودی یا اداری ، هنگام خدمت در NA ، وووووو هر موقعیتی میتواند جریان فکری وسوسه رو در من به حرکت در بیاورد.
اخیرا در جریان بیماری کرونا وسوسه یه مسافرت با جنس مخالف داشتم.
زمانیکه درگیر وسوسه هستم ارتباطم با دنیای پیرامونم ناسالم میشود از موقعیت زمانی و مکانی درست استفاده نمیکنم و از ارزشهای سالم خود حفاظت نمیکنم .
ار لحاظ روانی نمیتوانم روی الویتهایم تمرکز داشته باشم در افکارم از این شاخه به آن شاخه میپَرم مثلا میخواهم بروم جلسه سَر از مغازه دوستم در میاورم در این مواقع اولش از راهنمایم فاصله مییگیرم چون میدانم رهنمود او چیست.
از لحاظ جسمی کِسل و بی حال میشوم به سلامت جسمم اهمیت نمیدهم یا بلعکس بطور افراطی پرکار ، پرخور یا رابطه جنسیم زیاد میشود.
از لحاظ روحانی ارتباطم با راهنما ، خداوند ، جلسه کمرنگ میشود و جرات مشارکت ندارم دعا نمیکنم از خودم و دیگران خوشم نمیاید و دائم دیگران را سرزنش میکنم و احساس خوبی ندارم.
از لحاظ احساسی بسته به شرایط احساس گوناگونی به سراغم میاید مثل احساس بدختی ، حقارت ، خودکمبینی ، خجالت ، گناه ، نامیدی ، یاس و نگرانی و دلشوره دارم.
در این مواقع از آدمها فاصله میگیرم بدخلق و بداخلاق و زود عصبانی میشوم احساس رضایت ندارم بخصوص در این موقع استاد تشخیص بیماری دیگران میشوم و خودم رو بکلی فراموش میکنم.
من چون درونم خالیست و خلاء روحانی دارم بیشتر از قسمت نداشته هایم مورد وسوسه قرار میگیرم و همچنین برداشت و باورهای من از خودم دنیایی که در آن زندگی میکنم سالم نیست.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، e.tehran ، ناظر 13 ، ابی ن ، ناظر 10 ، ناظر 9 ، ناظر4 ، ناظر 14
#7
سوال 8 : آیا اخیرا شخص ، مکان و یا چیزی من را وسوسه کرده است ؟
شخص بله به دنبال ایراد گرفتن و قضاوت کردن ان شخص میشوم
مکان اینکه الان میبایست خیلی چیزها داشتم ولی ندارم در واقع احساس خله و پوچی میکردم 
طمع کردن زیادی و پله هارو چندتا چندتا بالا رفتن باعث میشه وسوسه بشم که دزدی کنم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، toobchi ، ابی ن ، حـمـیـد ، ناظر 10 ، ناظر 9 ، ناظر4 ، ناظر 14
#8
سلام بله در شرایط جشن و دوستان مصرفی گذشته قرار گرفتم و وسوسه مصرف والا درونی شدم و باجلسه مشارکت کردن و تجربه گرفتن رها شدم امروز فهمیده ام که بعضی از مکانها و افراد برایم وسوسه ایجاد میکنند و باید از آنها دوری کنم
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر 13 ، ناظر 10 ، ناظر 9 ، ناظر4 ، ناظر 14
#9
اتفاقا دیشب خواب مصرف موادم و داشتم میدیدم . سوال و دیدم یادم اومد . گاهی اوقات , اونم خیلی کم .وقتی به اضافه وزنی که دارم فکر میکنم . با خودم میگم اگه مصرف میکردم دوباره وزنم برمیگشت به حالت عادی . اما در حد یه فکر گذرا هست .چون دیگه دوست ندارم هیچ چیزی یا هیچ شرایطی من و از حالت اصلی خودم دور کنه !
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 6 ، ناظر4 ، ناظر 14 ، حـمـیـد
#10
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۱۲ عصر)admin.a نوشته است: سوال 8 : آیا اخیرا شخص ، مکان و یا چیزی من را وسوسه کرده است ؟
وسوسه باعث مسدود شدن راصحیح بروزاحساسات،عدم ارتباط سالم،با دیگران وعدم استفاده ازجنبه های مثبت مکان وزمانی که در ان قرار گرفته ایم می شود.

وسوسه درفکرومغز انسان شکل میگیرد.به همین دلیل فردقسمتی از انرزی خود رابهآن اختصاص میدهدواین عمل باعث کاهش انرزی بدن می شودوتاثیراتش را برجسم میگذاردوبه تبعیت روح ناارام،جسم هم تاثیرمیگیرد

ازنظرجسمانی،:سردرد،پرخوری،خواب زیادوکسالت
ازنظرمعنوی:دچارتوهم،میشوم وارطش های خودرازیرپامیگذارم
ازنظراحساسی:تمام احساسات من ازتعادل خارج،میشودومن راه برخوردبا این احساس را نمیدانم.
از نظرروحانی:احساس کامل شدن میکنم وخدارادرنظر نمیگیرم ویااینکه احساس میکنم به خدانیازندارم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، ناظر4 ، حـمـیـد
#11
(۱۳۹۸/۱۰/۲۲، ۱۰:۱۲ عصر)admin.a نوشته است: سوال 8 : آیا اخیرا شخص ، مکان و یا چیزی من را وسوسه کرده است ؟
اولین اتفاق گرفته شدن اقرارصادقانه ازمن است
شناسایی علائم وسوسه؟اشکال دررفتاروافکارمن است
امروز چه عواملی باعث میشودازنظرمن از روحانی افت کنم؟?مثال دیدن فیلم های مبتذل,وسوسه شماره دادن,مکانهای خالی گذاشته شده باعث وسوسه میشود.امروز باعث وسوسه کلوپ بازی,شناسایی چیزهایی که درمن تشدیدمیکندمثل شکستن گمنامی
وقتی بسراغم می آیدروی احساس روحانی ومعنوی تآثیرمیگذارد,احساسات رادرکانال منفی به حرکت درمی آورد.نشستن درمکانهایی که آنهاباورشان به انجمن ضعیف است ومرا از اصول دورمیکند
حس افکارمنفی باعث عمل کردن به آن میشود.ازنظرجسمی بایددردبکشم ,ازنظرمعنوی زندگی من بی معنی میشودوازچارچوب وقواعد بیرون می آید,وازنظراحساسات,نارضایتی,
ناامیدی وناامنیتی بوجودمی آید
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#12
یک تماس اشتباه از یک نفر، یک پیامک، ورود به فضای مجازی و وارد شدن به حریم خصوصی دیگران، تاییدطلبی و ... زمینه را برای لغزش فراهم کرد

من در برنامه خودم خلائی داشتم که با هر چیزی غیر از اصول برنامه خواستم پر کنم نشد و ناصادقی عامل دور شدن از برنامه و قطع ارتباط با دوستان بهبودی شد
فراموش کردم که من با مصرف در بار اول هر نوع ماده مخدری مشکل دارم و تعادلی در مصرف ندارم

در زندگی دچار لغزشهای عاطفی و روحانی شدم که این حالت باعث شد که در برابر لغزش جسمانی، یعنی مصرف مواد مخدر مقاومتی نداشته باشم

از لحاظ جسمی اجبار به مصرف قرص بدون در نظر گرفتن عواقب آن،

از لحاظ معنوی خلق و خوی انسانی، همان قابلیت های فکری و احساسی مانند وجدان و قدرت دوست داشتن را و احترام و اعتبارم رو از دست دادم. قبل از اینکه از طرف دیگران رانده بشم دیگران رو از خودم طرد کردم و ....


از لحاظ روحانی مثل اسب افسار گریخته سرکش شده بودم و شدیدا خودمحور و مدیر تخریب زتدگی خودمو اطرافیانم شده بودم


و از لحاظ احساسی، احساس قدرت و غرگی و هر از گاهی در عالم خودآگاهی احساس پوچی و بی ارزشی میکردم. تمام احساسات رو در مدت لغزشم تجربه کردم جز احساس نشئگی
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#13
باانداحتن تقصیر در روابط ناسالم به گردن دیگران اینکه کسی مرادرک نکرده یاحتی باتوجیه اینکه من یک بیمارهستم وسرزدن این رفتارهاازمن طبیعی است برای تنبلیم بی انگیزگی وبرای فرارازواقعیت پیش امد خودم رابادیگرمعتادان مقایسه کردم شرایط فعال بودن بیماری وبها دادن به وسوسه هاوافکاری که نیروی منفی دارد دربهبودی یکی از اسانترین راه هابرای اینکه تشخیص دهیم درمرحله ی انکارهستیم یانه
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#14
مکانی که قبلا مصرف میکردم و یا شخصی که یار مصرفم بود ویا هر چیزی که خاطرات گذشته را برایم تداعی کند حال و احساس مرا دگرگون کند دچار وسوسه میشوم و افکار منفی باعث خشم ترس و انزوا در من میشود وقتی بیماریم فعال میشود نا امید میشوم در چنین شرایطی چون از نظر جسمی درونی روانی دچار عدم تعادل میشوم .
احساسی مانند دلتنگی نا امیدی خشم افسردگی به من دست میدهد.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#15
تاثیرات قرار گرفتن در شرایط وسوسه که یار بازی ،توپ بازی ،و زمین بازی هست رو برای من میخواد روشن کنه که  تمام ارتباطات سالم اجتماعی ارتباطات روحانی  ،احساسات من و جسم من را به سمت کشش به سمت نواقص هدایت می کنه و بی شک استارت خسارت زدن رو میزنه 
رعایت نکردن اصول اجتماعی و تعهدات،سستی و رخوت،دروغ گفتن و انکار،پرخاشگر و زودرنجی و شاکی بودن  و قدرت طلبی و بی نیازی از نیروی برتر عواقبی هست که وسوسه بر من خواهد داشت .
بنابراین برای رشد بهبودی و متوقف کردن وسوسه و رها کردن ان پرهیز از زمین بازی یار بازی و توپ بازی 
اقرار کردن صادقانه و کمک گرفتن
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#16
با شروع وسوسه احساس نیاز و عطش فراوان باعث می شود که مسئولیت های خودرا نادیده بگیریم و خواسته های دیگران برای ما غیرمنطقی جلوه می کنند و اصول اخلاقی حاکم بر روابط را زیرپا میگذاریم.
از لحاظ جسمی احساس نیاز باعث می شود که احساس رخوت و سستی کنیم
 از لحاظ معنوی ناصادقی، توجیه و بهانه، خودفریبی، دیگر فریبی  حاکم بر رفتار و کردار  ما می شود چرا که به هر ابزار بیماری برای پاسخگویی به وسوسه متوسل می شویم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#17
بله همین دیشب وقتی یکی از دوستانم مواد همراهش بود
و من داشتم وسوسه میشدم که ازش بگیرم تا خود را کنترل کردم
وقتی به خانه اومدم انگار کسل شده بودم و الان هنوز بدن دردم بعد مصرف نکردن ۴ روز دیشب میخواستم داخل خانه یک کام هم که شده مصرف کنم ولی تا الان خودم را با قهوه و اینترنت نگه داشتم
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 14 ، ناظر4 ، حـمـیـد
#18
درود به دوستان خوبم 

خیلی وقت ها اشیاء . اهنگ های قدیمی . اشخاص . بعضی کلمات.باعث وسوسه و فکر به لذت طلبی میشه.. که باعث.
خودمحوری..افکار معتادگونه..خودخواهی..تصوراتباطل در من میشود.. وتنها دلیل آن اینه که من خلاء بزرگ درونی و روحانی دارم وبه دنبال چیز های متفاوتی میگردم و همین کار باعث میشه من وسوسه شوم...
وسوسه های مختلفی سراغ من میاد و همین مسئله باعث میشه تعادل و حالت طبیعی راازدست بدم ..
و از جنبه های متفاوت روحانی..روانی..جسمانی..احساسی.تحت تاثیرقراربگیرن...

مادراین قسمت بابیماری اشنا میشیم چیزی که تااخر عمر باماهست و باید این رو بدونیم که هرروز باشکل و فرم خاصی ظاهرمیشود و معمولاازطریق وسوسه و اجبار.. عادات خودمحورانه و نواقص اخلاقی در زندگی خودم خوانواده و اطرافیانم تاثیر میزاره
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر 13


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان