امتیاز موضوع:
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال 68 : درک من از قدم یک چیست؟
#1
سوال 68 : درک من از قدم یک چیست؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر4
#2
با رعایت و انجام 5اصل روحانی قدم یک من به درک قدم یک میرسم من با صداقت در مورد خودم وارد مرحله روشن بینی شدم و با روشن بینی تمایل به پاک ماندن و بهبودی در من شکل گرفت با فروتنی درباره خودم و عجز هایم بیماری را پذیرفتم و برای بهبودی تلاش میکنم صداقت.روشن بینی.تمایل.فروتنی و پذیرش پنج اصل روحانی قدم یک است
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد ، ناظر4 ، ناظر2
#3
من به تنهایی نمیتونیم همانطور که تا حالا نتونستیم . من نیاز به بایدها داریم چون تک تک بایدها یک منع قدرت و به نوعی یک انرژی مثبته . درک دیگه من اینه که مصرف مواد مخدر دیگه هیچ دردی رو دوا نمیکنه و هیچ مشکلی رو حل نمیکنه برعکس مشکلات رو بیشتر میکنه در اصل خودش اصل مشکله . نیاز دیگه من تغییره . تغییر تفکر اعتیادی و من باید در جمع دوستان بهبودی قرار داشته باشم و از آنها الگوبرداری کنم و در مورد روش جدید زندگی بدون مصرف مواد از آنها تجربه بگیرم و در رفع رفتار های پر خطر بکوشم ...
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4
#4
درک یعنی اصلی راکه بکارگرفته ای ومیدانی هست ومال من میباشد.
مانند صداقت,کم کردن سانسورها,اقرارپیش راهنماواعتماد
بیشتربه او,دیدن زاویه بیماری وقسمت های تاریک که من اصلا بحساب نمی آورم .دیدن رفتارهای گذشته وامروزم ,داشتن مقایسه ها وملاحظه هایم.قدم یک قسمت بیماری من بود.چون مراباواقعیت های خودم,بیماریم وزندگیم آشناکرد.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر 13 ، ناظر4 ، حـمـیـد
#5
درک من از قدم یک اینه که من عاجزم و باید عاجزانه رفتار کنم تا مجبور نشم مصرف کنم.

 تا زمانیکه عجز خودمو در برابر اعتیادم بپذیرم مفهومش اینه که من تسلیم هستم و دیگه مجبور نیستم موادمخدر مصرف کنم. در غیر اینصورت خودمحوری باعث میشه از گود خارج بشم و دوباره اون روزهای تیره و تار و عاقبت زندان، تیمارستان و مرگ ....
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، حـمـیـد
#6
درک من از قدم یک اینکه من متوجه شدم در دوقسمت زندگی مشکل دارم بیماری من باعث بروز مشکلات روحی روانی وجمسی من شده هست و باعث رفتارهای ناهنجار و ایجاد الگوی نامناسب شده هست ودرقسمت بی قدرتی من که به اجبار رفتار میکنم را اصلاح کنم وجایگزین این بی قدرتی باید قدرت های خودم یعنی تسلیم وپذیزش رو سرلوحه زندگی ام کنم ودرک من اینکه این بیماری تا اخر عمر بامن خواهد بود وروزانه به صورت های نامشخص رومن کار میکنه وبهتر هست از همون اول باید اقرار کنم تا در مسیر بهبودی باشم.
پاسخ
 سپاس شده توسط ناظر4 ، ناظر2 ، حـمـیـد
#7
قدم یک به من اموخت که بخاطر داشتن این بیماری یادبگیرم خودم ازخودم به روش پیشنهادی انجمن نکهداری کنم تابیماریم عودنکند

خوشبختانه یامتاسفانه کسی دیگری نمیتواندازمن پرستاری کندومن یک بیمارم وبیماریم همشیه اماده عودمجدداست


جلسه رفتن...راهنماگرفتن....قدن کارکردن....خدمت کردن....ازهمه مهترفقط برای امروز برنامه داشتن


چها جنبه...روحی...روانی....جسمی...روحانی  وتعادل را نکه داشتن از تپاناییهایمان استفاده کردن وقدم یک  اینها را دروجودمن یاداوری می کند..


من مسول بیماریم نیستم اما مسول بهبودیم هستم


درقدم یک دیواری را که ازنپاقص اهلاقی درمت بوده ومن را درانکار احاطه مرده بپدفروریخت


تجربه شخصی
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد
#8
درک من از قدم اول

این است که زمانی که من اشتباهی که کردم یا بیماری و هرچیزی که به من مربوط میشه رو قبول میکنم راحت میتونم باهاش مقابله کنه بخاطری که دیگه به خودم و اطرافیانم دروغ نمیگوییم یا انکار نمیکنم همین باعث میشه دیگه ترسی نداشته باشی ازش حالا هست که باید به خودت بیای و اشتباهایی که تا این موقعه هروز انجام میدادی رو قبول کنی و بزاری کنار.

پس به خودت بیا و قبول دار شو که یک مصرف کننده بودی
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد
#9
با سلام...
درک کردم بخاطر باورهای قدیمی پوسیده و ناکارآمد که یا انتخاب خودم بود یا تحمیلی بود یا محیطی به مرور زمان چیزی درونم شکل گرفت بنام (بیماری اعتیاد).
مقاومت در برابر گوش کردن و یادگیری باعث شده تا نتوانم با دیگر انسانها هماهنگ شوم و در من تولید رنجش میکرد و میکند و این مسئله باعث شده تا احساس خوبی نسبت به خودم و دیگران نداشته باشم و سعی کنم با عناصر بیرونی مثل مخدر ، شهرت ، قدرت ، ***** ، خشم ، فرار ، انکار ووووو سرپوش روی احساساتم بگذارم.درک کردم گاهی از حل کردن ساده ترین مشکلات عاجزم و به آخر خط یاًس و نا امیدی کشانده میشوم.درک کردم هم دیروز هم امروز گاهی رفتارم با افکارم هیچ تناسبی ندارد حتی وقتی که خوب را از بد تشخیص میدهم.(اجبار)
دیدم و میبینم که چقدر عاجزم ولی عاجزانه رفتار نمیکنم. دیدم و میبینم خیلی تحریک پذیرم و به سادگی تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار میگرفتم و میگیرم.
کم کم سعی کردم با اصول قدم یک(صداقت،تمایل،روشن بینی،پذیرش،تسلیم.....)ارتباط برقرار کنم و آنها را تمرین کنم این مسئله باعث شد بطور نسبی با خودم و با دنیای اطرافم آشنا شوم و از شدت جنگ و جدل بکاهم.
کم کم یاد گرفتم مشکلاتم را از اصول روحانی قدم یک فیلتر کنم.اگر با کارکرد قدم یک دچار خلاء شدم وقت حرکت به جلو و کارکرد قدم دو است وگرنه باید به خودم شک کنم و برگردم قدم یک را از اول کار کنم در قدم یک قدرت متوقف کردن اعتیادم را پیدا کردم.
فروتنی قدم یک میگوید من نه خیلی خوب نه خیلی بد هستم فقط باید بیشتر آگاهی کسب کنم و رشد کنم.
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد
#10
اصل روحانی صداقت وقدم یک
خداوندا،دانشی عطا فرماتا بتوانیم کلمات را مطابق با احکام الهیت به رشته تحریر درآوریم.غریزه فهم عزم عزیزت را در ما بکار،ما رابه خدمت اراده خود در آورده و سند از خود گذشتگی  مان را صادرکن،تا این کلمات در حقیقت از آن تو باشد نه از آن ما. شاید بدین وسلیه دیگر لازم نشود که هیچ معتادی در هیچ جا از درد اعتیاد هلاک شود . آمین

بهبودی،چیزی است که در جلسات ما جریان دارد و مسئله مرگ و زندگی است.

ما متوجه شدیم این برنامه وقتی کار می کند که بهبودی را در الویت قرار دهیم.

در اینجا ما با سه واقعیت هشدار دهنده روبرو شدیم:

1»> ما در مقابل اعتیاد عاجزیم و زندگی مانغیر قابل اداره است.

2»> با آن که ما مسئول بیماری خود نیستیم،اما مسئول بهبودی خود هستیم.

3»>ما دیگر نمی توانیم مردم،جاها و چیزها را مسئول اعتیاد خود بدانیم و باید با مشکلات و احساسات خود روبرو شویم.



«<ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود»>

همه ما به عنوان یک فرد معتاد،تنهایی،درد و نا امیدی ناشی از اعتیاد را تجربه کرده ایم

فرد معتاد»»گوشه گیر، تنها ودرد کشیده از مصرف مواد مخدر، نا امید

مشخصات بیماری اعتیاد»»سه جنبه 1 (روانی) 2 (جسمی) 3 (روحانی)

از نظر جسمی»»»»»»»»پیش رونده

از نظر روانی»»»»»»»»لاعلاج و مرموز

از نظر روحی»»»»»»»»کشنده

وضعیت فرد معتاد در برابراعتیاد با سه جنبه 1 (روانی) 2 (جسمی) 3 (روحانی)

از نظر جسمی»»»»»»»»اجبار به مصرف مواد مخدر

از نظر روانی»»»»»»»»وسوسه و اشتغال فکری

از نظر روحی»»»»»»»»انکار،توجیه و بهانه

عوارض بیماری اعتیاد با سه جنبه 1 (روانی) 2 (جسمی) 3 (روحانی)

از نظر جسمی»»»»»»»»برده اعتیاد

از نظر روانی»»»»»»»»زندانی افکارو احساسات

از نظر روحی»»»»»»»»محکوم به احساس گناه خویشتن

حالتهای فرد معتاد در برابربیماری اعتیاد با سه جنبه 1 (روانی) 2 (جسمی) 3 (روحانی)

از نظر جسمی»»»»»»»»ناتوان

از نظر روانی»»»»»»»»نادان

از نظر روحی»»»»»»»»نگران

عاقبت بیماری اعتیاد»> زندان ،تیمارستان،آوارگی و یا مرگ است

هسته مرکزی اعتیاد»»باورهای نادرست،ناقص،کهنه و پوچ،خرافاتی،دور از ارزش

ریشه بیماری اعتیاد»»ترس خود محوارنه

اساس بیماری اعتیاد»»توجیه و انکار

ساختمان  بیماری اعتیاد»»وسوسه و اجبار

نتیجه دنبال کردن زندگی به روال برنامه و بهبودی

از نظر جسمی»»»»»»»»مسئول (بهبودی نه بیماری اعتیاد،خدامحوری نه خود محوری)

از نظر روانی»»»»»»»»سازنده (دنبال کردن گوهر گرانبهای بهبودی،اختیار مندی و پیدا کردن حقیقت )

از نظر روحی»»»»»»»»قابل قبول (پذیرش بیماری اعتیاد،سلامتی و سر زنده گی بدون مصرف مواد)

پذیرش بیماری اعتیاد و پذیرش بهبودی و پاکی

پذیرش سه اصل روحانی قدم یک 1 (صداقت)2 (پذیرش)3 (تسلیم)

دستاورد شرکت در جلسات

آرامش داشتن/تجربه گرفتن/عاجز بودن/استفاده از اصول/مشارکت کردن/تمرین و تکرار استفاده از حسنها و توانایی ها/ خواندن و مطالعه نشریات/گوش کردن و صبور بودن/ احساس همدردی در جمع / باور داشتن خود و نیروی برتر/ تمرین اصول برنامه و غیره...................................

دستاورد کارکرد قدم های دوازده گانه

اعتماد و باوربه خود باوری/تسلیم اصول برنامه و راهنما/تمرین ایجاد ارتباط/صادق بودن با خود و دیگران/فراموش نکردن عجزهای گذشته/دوری از لذت جویی ها/تعادل و تناسب داشتن/تراز گرفتن از خود/سپاس گذار و مراقبه/ امید واری و غیره.........................................................

دستاورد زندگی به روال برنامه فقط برای امروز به خودت بگو

افکارم را بر روی بهبودیم متمرکزخواهم کرد،زندگی می کنم و بدون مصرف هیچ گونه ماده مخدر روز خوبی خواهم داشت.

به کسی درNA اعتماد خواهم کرد ،کسی که مرا باور کند و می خواهد در بهبودیم به من کمک کند.

برنامه ای خواهم داشت و سعی خواهم کرد آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهم.

به کمکNA سعی خواهم کرد از زاویه بهتری به زندگیم نگاه کنم.

ترسی نخواهم داشت و به روابط تازه ام و آن ها که چیزی مصرف نمی کنند و راه تازه ای برای زندگی پیدا کرده اند،فکر خواهم کرده. مادامی که این راه رادنبال کنم،از هیچ چیز واهمه نخوا هم داشت. ﻛﺘﺎﺏ ﺑﺮﺩاﺷﺖ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﻱ ﺩﻭاﺯﺩﻩ ﮔﺎﻧﻪ
پاسخ
 سپاس شده توسط حـمـیـد


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان